18

6.7K 1K 731
                                    

از دستش در رفته بود که چند دقیقه اس دستشو زیر فشار آب سرد گرفته
براش مهمم نبود
الان هیچی براش مهم نبود
نه شیر آب باز
نه تلفنی که مدام زنگ میزنه
و نه سوختگی دستش به خاطر ته سیگار
لویی قصد نداشت به خودش آسیب بزنه و با سیگار خودشو بسوزونه ولی وقتی اشتباهی سیگارو روی دستش فرود آورد دیگه رقبتی نکرد که برشداره

دردشو احساس نمیکرد گذر زمان رو احساس نمیکرد لویی درحال حاضر چیزی احساس نمیکنه تنها چیزی که میدونه و حسش میکنه اینه که قلب هری رو شکوند قلب خودش رو شکوند و محاله راه بازگشتی داشته باشه

لویی به خاطر هر اتفاقی که میوفته از خودش بیشتر و بیشتر متنفر میشه

اون قرار بود مواظب هری باشه و نذاره آسیب ببینه ولی خودش بیشتر از همه بهش اسیب زده بود
لویی حالش از خودش به هم میخوره

بالاخره شیر آب رو بست و سراغ موبایلش رفت که به وقفه زنگ میزد و ول کن نبود
بدون اینکه به اسم روی صفحه نگاه کنه جواب داد

"بله"

"لویی کجایی خونه ای؟"

صدای با استرس لیام توی گوش لویی پخش شد

"آم آره چطور؟"

لویی با صدای گرفته و همراه تردید جواب داد
براش سواله که لیام چرا بهش زنگ زده و چرا اینطوری حرف میزنه

"ببین یه اتفاقی افتاده فقط ازت میخوام نگران نشی"

"اه لیام برای چه اتفاقی من باید نگران بشم آخه"

لویی با بی حوصلگی جواب داد و خودشو روی مبل انداخت و یه نخ سیگار دیگه گوشه ی لبش گذاشت

اون عصبیه

چند ثانیه گذشته بود و لویی هنوز منتظر لیام بود که حرف بزنه ولی مثل اینکه لیام خیال حرف زدن نداشت این لویی رو عصبی تر میکرد

"اااه لیام بگو دیگه"

ایندفعه تشر زد

"آم...راستش هری تصادف کرده الان بیمارستانه"

با تموم شدن جمله ی لیام قلب تو سینه ی لویی تبدیل به یخ شد و یه لحظه حس کرد ایستاد و تو صدم ثانیه بغض گلوشو گرفت

"چی...چی میگی لیام هری الان این اینجا بود"

با صدای گرفته و لرزون که بهت توش رو میشد به خوبی تشخیص داد گفت
یعنی چی هری تصادف کرده بیمارستانه
امکان نداره

"لویی لویی فقط خودتو برسون بیمارستان"

دوباره شنیدن کلمه ی بیمارستان باعث شد لویی از شوکی که بود بیرون بیاد و با بالا ترین سرعت ممکن از جاش بپره و سوییچش رو برداره

"بگو کدوم بیمارستان کوفتی ای هستی"

داد زد ! نمیتونست صداشو کنترل کنه نمیتونست لرزشش رو کنترل کنه نمیتونست ترسشو کنترل کنه نمیتونست ذهنشو کنترل کنه فقط میخواست بره و هری رو سالم ببینه فقط ببینه که داره حرف میزنه یا موهاشو پخش و پلا میکنه اون فقط میخواست الان هری رو ببینه

friends with benefits (L.S)Where stories live. Discover now