9

6.7K 927 394
                                    

تو آینه اخرین نگاهو به خودش انداخت و موها و یقه ی کتش رو درست کرد
امشب اخرین مراسم اکران فیلمش بود و بعد از اون هری به مدت یکسال شایدم بیشتر میرفت که استراحت کنه و برای خودش زندگی کنه و تو ارامش لباس طراحی کنه و بیشتر با خانواده اش وقت بگذرونه
دستمال گردن کوچیک مشکی رنگی رو تاب داد و شل دور گردنش بست که با پیرهن نخی سفید رنگش که دکمه هاش باز بودن و کت سرخابی رنگش در تضاد بود
اون تیپاش همیشه خاصه و جالب اینجاست هر چیزی که بپوشه کاملا برازنده شه ! شاید اگه همین لباسو لیام میپوشید شبیه دلقکا میشد !
با فکر اینکه لیام اینجوری لباس بپوشه بلند خندید و دستشو گذاشت رو شکمش
دست خودش نیست ! تصور اینکه لیام کت شلوار سرخابی بپوشه و یقه ی پیراهنش تا سینه اش باز باشه واقعا مسخره اس

"اوه همینو کم داشتیم دیوونه شدی داری جلو اینه واسه خودت میخندی"

لیام گفت و اومد کنار هری تا جلوی اینه کراواتشو درست کنه و البته که هری با دیدن لیام تصوراتش قوی تر شد و خنده اش شدت بیشتر گرفت
همینطور که بلند بلند میخندید کم کم خم شد و بعد روی زمین ولو شد و درحالیکه با یه دستش شلوار لیامو گرفته بود با دست دیگه رو زمین مشت میزد و اونقدر خندیده بود که از چشماش اشک میومد
و بیچاره لیام که با قیافه ی پوکر فیس و وات د فاک به خندیدن هری نگاه میکرد و منتظر بود ببینه کی تموم میشه
اون نمیدونه هری به چی داره انقدر میخنده

"هری لطفا بهم بگو دوباره منو لخت مادرزاد تصور نکردی در حالیکه یه جوراب پشمی قرمز روی دیکم کشیدم"

لیام ناله کرد و به هری که هنوز روی زمین ولو بود و پاشو ول نمیکرد و خنده اش بیشتر شده بود نگاه کرد
اره هری عادت داره لیامو تو لباسا و حالتای مختلف تصور کنه و یه جورایی سرگرمی مورد علاقه اشه

"ب...بدت...بدتر"

بالاخره هری تونست بین خنده های بی وقفه اش یه چیزی بگه و حالا اونقدر خندیده بود که لیامم باهاش داشت میخندید

"میشه بگی چی؟؟"

"لباسای خودم"

هری‌گفت و یهو خنده اش اوج گرفت

"اووووههه گاییدمت استایلز توعه حرومزاده"

لیام با خنده و عصبانیت ساختگی گفت و با پاش به هری اروم لگد زد

"خندیدن بسه بیا که امشب اخرین شبه به اندازه ی کافی مست میکنی و میخندی"

و درحالیکه میخندید خم میشد تا بازوی هری پخش شده از خنده رو بگیره و بلندش کنه

....

برای اخرین بار از لیموزین پیاده شد
برای اخرین بار روی فرش قرمز رفت
برای اخرین بار جلوی صدها دوربین و فلش رفت و برای اخرین بار سمت لنزایی که عکاساشون صداش میزدن لبخند زد
برای اخرین بار مصاحبه کرد و برای اخرین بار یه سخنرانی کوچیک از فیلمش و دوران استراحتش کرد
و حالا توی اخرین افتر پارتی بین بیشتر خواننده ها و مدلا و بازیگرا و کلا هر ادم معروفی که دعوت شده بود و داشت سر جاش میرقصید و مشروب میخورد و با دیگران خوش و بش میکرد

friends with benefits (L.S)Where stories live. Discover now