4

7.2K 1K 384
                                    

"لووویییی لویییی"

نایل با خوشحالی صداش میزد و وقتی بهش رسید ایستاد و نفس نفس زد
لویی با تعجب بهش نگاه میکرد

"چی شده !؟"

نایل که دستاشو روی زانوش گذاشته بود و منتظر بود نفسش بیاد سرجاش با دست راست به نشونه ی "یه لحظه" به لویی علامت داد تا بتونه حرفشو بزنه و وقتی که حالش بهتر شد گفت

"لو...لویی...برنامه ی دیشب ترکوند باورت میشه ترکووووننندد همه ی رکوردایی که تا الان داشتیم رو جا به جا کرد"

لویی که حالا تعجبش با ذوق زدگی قاطی شده بود دست از توضیح دادن چندتا پرونده به یکی از تازه کارای شبکه برداشت و کامل به سمت نایل که گوشیش رو طرف لویی گرفته بود چرخید

"خودت....خودت ببین"

نایل که هنوز نفس نفس میزد گفت . اون احمق از ذوق حواسش نبود که میتونه به جای اینه ۵طبقه رو از پله ها بیاد بالا از آسناسور استفاده کنه !

لویی به آمار نگاه میکرد و وااااو نایل راست میگفت مخاطبا ۲۸درصد افزایش پیدا کرده بودن و ویدیوشون تو یوتوب توی ۲۴ ساعت ۳میلیون بار بازدید داشت و این نه تنها رکورد برنامه ی خودشون رو شکونده بود بلکه رکورد خیلی از ویدیو های دیگه هم شکوند
و همینطور خیلیا درخواست کرده بودن که لویی با هری از اون ویدیو های کمدی خودش رو بسازه و لویی هم بدش نمیومد از اینکار باید با سایمون حرف بزنه و اوه البته لویی قسم خورد اگه سایمون به خاطر این آمار به لویی اضافه حقوق نده میره و خونه اش رو آتیش میزنه چون تا همین دیروز بود که سایمون داشت مخ لویی رو میخورد و از آمار شکایت میکرد

"نایل نایل نااایل وقت پارتیهههههه"

لویی با خوشحالی داد زد و نایل رو بغل کرد و دوتایی مثل پسرای ۵ساله تو بغل هم شروع کردن بالا پایین پریدن و آواز خوندن و کاملا موقعیت رو فراموش کرده بودن که الان وسط سالن اصلی بین تمام کاکنان تلوزیونن و اونا دارن بهشون نگاه میکنن
البته چه اهمیتی داشت ؟!

"تا یه ساعت دیگه بریم خونه ی من دوش بگیرم یه چیز بخوریم بعد بریم یه نوشیدنی بزنیم هوم؟"

لویی با چشمایی که داشتن برق میزدن از نایل پرسید و بعد از اینکه نایل موافقتش رو اعلام کرد برگشت تا کاراش رو تموم کنه بعدش با نایل بره جشن بگیره اون امروز خیلی خوشحاله

...

"لویی بیا یکی از اسکایپ داره باهات تماس میگیره مامانته"

نایل همونجور که قاشق بستنی توی دهنش بود و با ظرف بزرگ بستنی روی مبل نشسته بود به لویی که داشت با حوله ی توی دستش از اتاق میومد بیرون اطلاع داد

لویی سریع سراغ لپتاپش رفت و تماس رو وصل کرد و با چهره شاداب مامانش و دیزی و دوریس و ارنست روبه‌رو شد

friends with benefits (L.S)Where stories live. Discover now