خیابان اینساندوگ، آپارتمان شماره۱۹، طبقه اول
کیم تهیونگ !!! زود باش بیا بیرون و برای این کارت توضیح بده !!
تهیونگ وقتی دید صدایی از پاپا جینش نمیاد و هیولا های خشمگین دیگه پاپاشو محاصره نکردن ،سرشو از لای کابینت آشپزخانه بیرون اورد و خواست از مخفیگاه هیولا ها بیرون بره که ناگهان دستش کشیده شد !
_کیم تهیونگ! داشتی کجا میرفتی؟
_ پاپایی چرا اینجوری میکنی ،داشتم میرفتم-
_ داشتی می رفتی که باز خرابکاری کنی؟ فقط بهم توضیح بده چرا با مداد شمعی هات روی کابینت های عزیزم خط خطی کردی!!!! الان من چه جوری این فاجعه رو تمیز کنم ...
تهیونگ موهای فرشو که جلوی صورتش ریخته بود با دستاش کنار زد و دستای پاپاشو گرفت و گفت
_پاپا نگران نباش باهم تمیز میکنیم البته بیشترشو خودت تمیز میکنی چون دستای کوچولو من نمیتونه. الانم گشنمه پاپایی جونم ، میشه یه چیزی بدی بخورم؟ الان دایناسور توی شکمم گشنش میشه ومنو میخوره !!
جین آهی کشید و خواست چیزی بگه که زنگ در به صدا دراومد و این تهیونگ کوچولو بود که تند تند خودشو به در رسوند و سعی کرد که در باز کنه و سریع بغل ددی
نامجونش رفت و نامجون؟ اون کسی نبود در مقابل بیبی کیوتش مقاومت کنه و تهیونگ سعی میکرد از سر و کول پدرش بالا بره تا بتونه مخفی گاه جدید هیولاها رو پیدا
کنه و اونا رو برای همیشه شکست بده!
نامجون بعد از اینکه بوسه بر لبای همسر زیباش گذاشت و کمی اونو در آغوش کشید و خستگیشو بعد از ۸ساعت کار کردن به در کنه ،رفت تا از شر اون کت و شلوار لعنتی خلاص بشه و کمی آرامش رو به بدنش تزریق کنه و در کنار خانواده اش وقت بگذرونه.
بهتره یکم بیشتر با خانواده کیم آشنا بشید .
کیم نامجون اون یه مهندس نابغه اس البته این چیزیه که
افراد شرکت و رئیسش بهش میگن ولی اگه از جین بپرسید؟اون فقط یه جمله میگه و اون اینه که ،کیم نامجون یه هیولای گنده خرابکاره ! جین معتقده که خرابکاری های پسرش به نامجون رفته! و اگه نامجون بخواهد روز به روز گنده تر بشه باید تختشون عوض کنن البته که جین عاشق اون بازوهای گنده و سینه های خوش فرم همسرشه!
و کیم سوکجین! با وردواید هندسام آپارتمان شماره ۱۹ آشنا بشید! اون صاحب یکی از پرطرفدارترین رستوران ها توی خیابان اینساندوگه و خوب، مشتری هاش عاشق اون رستورانن! ولی خوب از وقتی که کیم ته ته اونها به دنیا اومده کمتر به رستوران سر میزنه و بیشتر وقتشو با پسر یکی یدونه اش میگذرونه ودرسته تهیونگش دردسر درست میکنه و همه اینها بخاطر تخیل قویه که داره!
و کیم تهیونگ سه ساله ،شوالیه قهرمانیه که با هیولا میجنگه و پاپا جینشو نجات میده ولی پاپایی همیشه سرش غر میزنه که کمتر خرابکاری کنه!
ته ته از نظر ددی نامجونش یه بچه نابغه با تخیل بالا و از نظر پاپا جینی یه هیولای خرابکار درست مثل ددی نامجونشه! ته ته دوست داره شبا پیش پاپا و ددی ایش بخوابه ولی اونا بهش میگن که دیگه پسر بزرگی شده و باید توی اتاق خودش بخوابه البته که کیم تهیونگ روش های خودشو برای رسیدن به خواسته هاش داره!
___________________
ووت و کامنت یادتون نره🚶🏻♀️💜
YOU ARE READING
"Yellow Apartment"
Short Storycouple: namjin / sope / chanbaek written by: zizi Ganre: family / fluff/ sweet/ mpreg داستان سه خانواده سه نفره، که توی آپارتمان سه طبقه زرد رنگشون ماجرای های بامزه رو رقم میزنن 📍
