Kim

35 3 0
                                        

روی صندلی نشسته بود و مشغول فکر کردن بود. فامیلی اون پسر برای چندمین بار ذهنش رو درگیر کرده بود.
"این فقط یک تشابه اسمیه مگه نه؟"

قطعا هردفعه با جواب مثبتی که به خودش میداد میتونست کمی قلب پرتنشش رو آروم کنه. نمیخواست یک درصد قبول کنه شاید تشابه اسمی نبود، شاید دقیقا همون چیزی بود که ازش میترسید؟

توانایی تحمل کردن تپش قلب‌های سرسام‌آورش رو نداشت، بلند میشه و یک شات از ودکاش رو سر میکشه، اگر ذهنش رو خاموش نمیکرد، نمیدونست چه بلایی سر قلب‌ش میاد.
چند ماهی شده بود که این عادت جدید به لیست عادت های بدش اضافه شده بود و هر چند روز یک بار شیشه‌ی جدید ودکا جایگزین نمونه‌ی خالی قبلیش میشد.
سیگارش رو گوشه لبش میذاره و با روشن کردنش، دری که با ضربه‌های متعدد در حال کوبیده شدن بود رو باز میکنه.

× ببخشید آقای جئون کار واجب داشتم.

ابرویی بالا میندازه، چرا دقیقا وقتی که سعی داشت اون پسر و ارتباطش با قلبش رو فراموش کنه جلوی چشمش ظاهر میشد؟ به نظر معامله‌ی محکمی با کارما میومد.

+ موردی نیست آقای کیم بفرمایید

دراصل خیلی مورد داشت، کسی حق بهم زدن خلوت مدیر جئون رو نداشت ولی اون پسرِ جوون به واسطه‌ی فامیلیش "هرکسی" محسوب نمیشد. حتی توی مدت کوتاهی به درجات شغلی بالاتری رسیده بود.
خودش نمیدونست چرا، شاید هم میدونست ولی جرات قبول کردنش رو نداشت؟ شاید بخشی از وجودش قبول کرده بود که کیم ووک فقط یک تصادف نیست.

× یکی از ساختمون‌هایی که الان در دست ساخته بخاطر محاسبات غلط داره کاملا کج بالا میره! و میخوان با نمیدونم چه کارهایی لاپوشونیش کنن و این اشتباهه.

یک نشونه دیگه. وجدان کاری‌. درست مثل اون. لرزی که از تک تک ارگان‌های بدنش می‌گذره رو نادیده می‌گیره.

+ پیشنهادت چیه؟

پسر به سرعت و بدون فکر، جوری که انگار از اول اومده بود تا این حرف رو بزنه، جواب میده
× باید خراب بشه

تک خنده‌ی آرومی از بین لبای مرد خارج میشه
+ فکر نمیکنی هزینه بره؟

× در مقابل جون مردم؟ خیر! این ساختمون‌ها به اسم شما دارن ساخته میشن، فکر نمیکنید اسم و امضای کارتون خیلی مهم‌تر از پول باشه؟

کمی به پسر خیره میشه، جسور بود، درست مثل اون. به چشم‌هاش، بدنش، استایلش نگاه میکنه، دنبال چیز آشنایی بود ولی پیدا نمیکنه، شاید هم نمیخواست پیدا کنه. جئون همه کس رو میتونست گول بزنه، چشم‌هاش که چیزی نبودن!

+ بهم نشون بده
جا خوردن پسر رو به وضوح دیده بود.

× چیو؟

+ کج رفتن ساختمون رو

KimWhere stories live. Discover now