همیشه میگن غم پنج مرحله داره: نپذیرفتن، عصبانی شدن، جنگیدن، افسردگی و در آخر قبول کردن؛ ولی من دوست دارم یک مرحلهی دیگه هم بهش اضافه کنم، انتقام.
تهیونگ تمام تلاشش رو برای ترمیم زخمهای متعفن روحش انجام میداد. پسری که در ظاهر میدرخشید، از درون یک روح مردهی سرگردون بود که سعی میکرد گذشته دردناک و سیاهش رو فراموش کنه.
اما درست زمانی که تصور میکرد زندگی قراره بهش روی خوش نشون بده سروکلهی بزرگترین کابوسش پیدا شد.
جئون جونگکوک پسر پونزده سالهای که یک شبه همه چیزش رو از دست داد حالا آلفای پک بود. آلفایی که قرار بود همه چیز رو نابود کنه!
_حتی اگر آسمون به زمین بیاد تو به من ناچاری ساموئل، فرقی نمیکنه چند سال بگذره چون قرار نیست دست از سرت بردارم!
.
.
.
.
ComingSoon...
YOU ARE READING
𝐃𝐄𝐋𝐈𝐁𝐀𝐋
Actionاون امگای برادرم بود، کسی که دشمن من محسوب میشد؛ ولی بعداز دیدن چشمهای خیس و لرزون و صدایی که مدام ازم کمک میخواست، نتونستم کمکش نکنم، کیم تهیونگ مال من بود؛ بههر قیمتی که شده نجاتش میدادم. . . . خلاصه: آدمی را دلیبال صدا میزنند که نه توان تحم...
