.

147 28 3
                                        

با خنده‌ی شدیدی که حاصل حرکت انگشت‌های کشیده‌ی جونگ‌کوک روی شکمش بود، سعی کرد اون پسر رو از خودش فاصله بده تا قبل از اینکه از خنده‌ی زیاد بیهوش بشه ولی جونگ‌کوک بی‌توجه به تقلاها و سر و صدای جیمین، داشت به کارش ادامه می‌داد و خودش هم با شنیدن خنده‌های بلند و از ته دل پسر، می‌خندید و خوشحالی می‌کرد.

همه چیز از یه ادعای مسخره شروع شد.

جیمین می‌گفت من قلقلکم نمیاد و جونگ‌کوک اصرار داشت که اشتباه می کنه و قلقلکش میاد و بالاخره انقد سر این موضوع بحث کردن که جیمین با حرص خودش رو روی پاهای جونگ‌کوک انداخته بود و بهش اصرار کرده بود که قلقلکش بده تا ثابت کنه که نمی‌خنده چون هیچ چیزی احساس نمی‌کنه ولی به شدت اشتباه می‌کرد و وقتی که نوک انگشت‌های جونگ‌کوک با شکمش برخورد کردن، جیمین با حس اینکه نه واقعاً انگار داره از شدت خنده می‌میره، سعی می‌کرد در حین خنده از دست جونگ‌کوک فرار کنه ولی جکنگ‌کوک سفت گرفته بودنش و اجازه‌ی حرکت رو بهش نمی‌داد.

جیمین تا به عمرش هیچوقت متوجه نشده بود که یه فرد کاملاً قلقلکی‌ایه و همین هم باعث شده بود که به زور به جونگ‌کوک اصرار کنه که تستش کنه و حالا پشیمون بود چون از خنده کم مونده بود شکمش جر بخوره.

تموم عضلاتش درد می‌کرد و جونگ‌کوک که دید جیمین واقعاً کم مونده از حال بره، با خنده متوقف شد و اجازه داد تا هم خودش و هم جیمین نفسی تازه کنن.

خنده‌ی هر دوشون تا زمانی که تلفن روی میز به صدا دراومد و جونگ‌کوک دست از سرش برداشت، ادامه داشت و بعد با بلند شدن پسر بزرگ‌تر از روی کاناپه و جواب دادنش به اون تماس، جیمین که خیره‌ش بود چهره‌ش درهم شد.

با جواب دادن جونگ‌کوک به اون تماس و ریکشن نگران کننده‌ش، باقی مونده‌ی خنده از روی لب‌های جیمین پاک شد و با نگرانی به سمت جونگ‌کوک رفت.

می‌خواست بفهمه چی شده که خبر باعث شد تا جونگ‌کوک اینطوری رنگ ببازه و برای همین به آرومی صداش زد.

_ جونگ‌کوک؟ چی شده؟

با دیدن اینکه جونگ‌کوک هیچ واکنشی از خودش نشون نمی‌ده، آب دهنش رو قورت داد.

نگرانی داشت مغزش رو ذره ذره می‌خورد و جیمین نیاز داشت تا جونگ‌کوک باهاش حرف بزنه و بگه که چه اتفاقی افتاده.

_ کی پشت خطه عزیزم؟ بده من باهاش حرف بزنم.

جونگ‌کوک خشک شده بود.

هیچ حرفب نمی‌زد و هیچ کاری خم نیم‌کرد پس در نتیجه جیمین با گرقتن بازوی جونگ‌کوک اون رو به آرومی روی کاناپه نشوند.

جونگ‌کوک بدون اینکه توجهی به نگرانی جیمین بکنه، همونطور خشک شده باقی مونده بود و در واقع حتی نمی‌شنید که جیمین داره چی می‌گه!

Hold meStories to obsess over. Discover now