سرش رو به دستهاش تکیه داده و روی مبل نشسته بود. مغزش، افکار مختلف رو نشخوار میکرد و به حال بدش، دامن میزد.
- رئیس.
با صدای منشی کیم همیشه در صحنه، سرش رو آروم از روی دستش بلند کرد.
منشی کیم، طبق شناختی که از رئیسش داشت، شروع به تحویل گزارشش کرد.
- رئیس، طبق آخرین ارتباطی که با سهامدارها داشتیم، اونها خواستار تاییدیهی رئیس کیم بزرگ، برای شروع پروژهی قصر آبی شدن.
- هاه!
تهیونگ تکخندهی مضحکی زد.
- تأییدیهی پدربزرگم؟ اون هم برای طرح من؟ همون طرحی که از طرف وزارت کشور تأیید شده؟
جملاتش رو با حالت تمسخرآمیزی بیان کرد. لب زیرینش رو به دندون گرفت و چند دقیقه از شیشهی سراسری دفترش، به شهر زیر پاش چشم دوخت.
- باید باهاش صحبت کنم.
منشی کیم سریع قدمی بهسمت جلو برداشت.
- اما شما میدونین درخواست رئیس بزرگ چیه...
تهیونگ نگاهی به قیافهی منشی زیرک و همبازی کودکیش انداخت.
- تو بگو چهکار کنم نامجون؟ هوم؟
جلو اومد و دستبهجیب ایستاد. کمی بهسمت منشیش خم شد و مستقیم به چشمهاش زل زد.
- میگی به ازدواج با اون دخترهی آویزون تن بدم؟ باوجوداینکه وکیل گرفتی و شکایت مزاحمت براش ثبت کردی، باز هم بیخیالم نشد!
سرش رو بهسمت سقف گرفت، خنده کوتاه و دردناکی کرد و بعد، با تُن صدای بالاتری شروع به حرفزدن کرد.
- اون... اون لعنتی، توی غذای همین پدربزرگی که اصرار به ازدواجم با این دختر رو داره، قرص و دارو میریخت! هاه... خدای من...
- آروم باشین، رئیس.
یکدفعه جوش آورد. هرچی این چند وقت فشارهای کیم بزرگ و تمام شرکا رو تحمل کرده بود، دیگه کافی بود.
- چطور آروم باشم؟ خودت رو بذار جای من، نامجون. چطور آروم باشم؟ از یه طرف پدربزرگم، از یه طرف سهامدارها، از یه طرف شرکتهای خارجی طرف قرارداد و در آخر طرح بینظیر و بدبختم!
دستی توی موهاش کشید و شروع کرد به قدمزدن.
- طرح قصر آبی رو وزیر کشور تأیید کرد! میفهمی یعنی چی؟ میدونی ساختن یه قصر و هتل مجلل زیر آبهای کره، یعنی چی؟ تو نه، پدربزرگم، میدونه یعنی چی؟ نه... هیچکس نمیدونه...
دور خودش میچرخید و حرص میخورد؛ گاهی بلند و گاهی زیرلب.
یکهو بهسمت کتش رفت و چنگش زد. نگاه نامجون به مسیر رفتنش بود که صداش رو شنید.
YOU ARE READING
PERYA | VKOOK
Fanfiction«وانشات - پایانیافته» - جئون جونگکوک. امگای مذکر با رایحهی گلابی. + چند سالشه؟ - اون یه نمونه ژنتیکیه... سنی براش محاسبه نشده... چون حاصل دستاوردهای علمیه... یعنی خانوادهای نداره و توی آزمایشگاههای شرکت اِماُ ساخته شده... نترس، اون هم مثل ما...
