سوم آگوست ۲۰۱۸ همه چیز برای همیشه عوض شد.
گروه بزرگ گانگسترها به نام 'زیانآوران' که کت های چرم مشکی داشتن شروع کردن به کشتن انسان های بیگناه در سراسر جهان.
مردم در خانه های خودشون مخفی شده بودند چون همیشه ترس از این داشتند که یکی از اون کت چرم پوش ها از مسیری که ازش میگذرند عبور کنه.
همه این اتفاقات باعث جنگی در سراسر دنیا شد. اما اون گروه خطرناک با سربازها هم جنگیدن و اونها رو شکست میدادن. اونها به مرور وارد شهرها شدن و انگار دیگه جزوی از شهروندان هر شهری بودن.
بعد از سه سال تمام زندگی در ترس، انگار بالاخره همه چیز داشت تموم میشد. گروهی که به اسم 'رهایی' معروف شدن؛ اومده بودن تا با اونها مبارزه کنن. درسته که تعدادشون بیشتر نبود اما در بعضی درگیری ها موفق شده بودن شکستشون بدن و بعد از اون ما دیگه اسمی از گروه 'زیانآوران' نشنیدیم.
بعد از یک اعلامیه جهانی که در اون گفته شده بود 'زیانآوران' از بین رفتن؛ مردم زندگی با ترس رو کنار گذاشتن و به زندگی عادی برگشتن.
اما همه چیز همیشه یک شکل پیش نمیره.
خطوط هوایی و پرواز ها برای همیشه بسته شده بود. مدارس با بالاترین حد امنیت تشکیل میشد و مردم اجازه نداشتن تا بیشتر از ساعت ده شب بیرون از خونههاشون بمونن. گروه 'رهایی' این قوانین رو گذاشته بودن و اونها معتقد بودن اینطوری زندگی کردن باعث میشه که خطراتی مثل گذشته دوباره تهدیدمون نکنه. مردم همیشه میگفتن چرا باید این کارهارو انجام بدن اما
به مرور زمان این نوع از زندگی برای همه کاملا معمولی شد ...
تا امروز هیچکس نمیدونست چه بلایی سر گروه مرده گانگستری 'زیانآور' اومده. همه بر این باور بودن که گروه 'رهایی' همشون رو کشته و از بین برده. ولی هیچکس از حقیقت خبر نداشت.
املیا آدامز؛ دختری نوزده ساله بود که همراه پدر و مادرش زندگی میکرد. خیلی وقت نبود که از جنگ و درگیری با اون گروه گانگستری میگذشت ولی املیا چیزی از زندگی قبل از حمله 'زیانآوران' به یاد نداشت.
بعد از ناپدید شدن برادرش، تصمیم گرفت کمی خودشو جم و جور کنه و برای زندگیش حد و مرزهایی تعیین کنه. اون نمیخواست که مجددا اتفاقات بدی براش بیفته.
بعد از تمام اتفاقاتی که برای املیا افتاده بود؛ اون دیگه از چیزی نمیترسید.
تا اینکه همه چیز تغییر کرد ...
.
.
.
سلام دخترا.
قطعا و حتما تند تند آپدیت داریم چون پارت های این ففک خیلی زیاده و البته خیلی جذابه و مهمتر از همه من فوق العاده فعال شدم.😅 ❤
امیدوارم خوشتون بیاد لطفا ووت و کامنت فراموش نشه.
خداوکیلی کاور داستان رو حال کردین؟ خدای کاورم😆
بوس ؛)
KAMU SEDANG MEMBACA
"Malignant"
Romansaاونها هیچوقت بهت نگفتن که هیولای زیر تخت خوابت میتونه چشم های سبز رنگی داشته باشه که یادآور عمق جنگلهاست و لبخندی که مثل فرشته هاست ... [Sexual content] .Persian translation.
