Part 55

270 87 84
                                        

خب خب خب
پارت جدید اینجاست تا ازش لذت ببرید خاکستری‌های قشنگم ❤️ 🥹
اگر تعداد کامنت‌ها خوب و راضی کننده باشه (+70) پارت بعدی رو یکشنبه براتون آپ میکنم خوشگلای من🦋❤️
امیدوارم از خوندن این پارت لذت ببرید 😘

جونگکوک دستگاه مخصوص پخش فیلم را روشن کرد و با افتادن تصویر روی دیوار، آن‌ها سینمایی چند برابر بزرگ‌تر از صفحه‌ی تلویزیون داشتند.

- حالا دقیقاً شبیه سینماست.

با آغاز موسیقی دلهره‌آور فیلم، جونگکوک چراغ‌ها را خاموش کرد و هیجان‌زده با دو بطری آبجو به جیمین پیوست:

- اینا آخریشه. فردا باید برم خرید.

- دیدم یخچالتم تقریباً خالی شده.

- تو نیستی آشپزی کنی... منم بیشتر وقتا از بیرون سفارش میدم.

جیمین اخم‌آلود گفت:

- قرار بود به خودت برسی!

«پیس...»

جونگکوک آبجو را دست جیمین داد:

- نگران نباشی، یه کیترینگ خونگی پیدا کردم غذاش خوبه.

«پیس...»

بطری خودش را به بطری جیمین زد. جیمین لبخندی ساختگی تحویلش داد ولی آبجو را روی میز رها کرد.

- همینجوریشم باید برم دستشویی!

جونگکوک به ظرف پاپ‌کورن نگاه کرد:

- چرا فقط یکی گرفتی؟ من پاپ‌کورن دوست دارم.

یکی در دهانش گذاشت و وقتی مطمئن شد کم‌نمک است، یکی را به بم که پایین پایش ایستاده و به آن دو با خوراکی‌های خوشمزه‌شان خیره شده بود داد.
جیمین ظرف را بین خودش و جونگکوک قرار داد:

- نمیدونستم دوست داری!

خودش را جمع کرد و سعی کرد به جای دیدن صحنه‌های دلخراشی که جونگکوک با دقت به آن‌ها چشم دوخته بود، حواسش را جمع کند و مطابق حرف‌های جکسون پیش برود.
منتظر فرصت مناسب ماند و همزمان با جونگکوک، دستش را داخل ظرف پاپ‌کورن برد.
مالش انگشتانش روی پوست نرم دست جونگکوک، جرقه ای ایجاد کرد که هر دو را از جا پراند.
جونگکوک خندید:

- دستت برق داشت!

جیمین رد کرد:

- دست خودت بود.

جونگکوک شانه بالا انداخت و جیمین دوباره همان کار را تکرار کرد.

- اگه من بودم همون اول وسایلمو جمع میکردم از اون خونه میرفتم. نمیدونم واقعاً یه تعطیلات آخر هفته ارزششو داره!! نوچ نوچ نوچ.

در سر جیمین صدای دیگری داشت سرزنشش می‌کرد:

«اگه به این لمس‌های معمولی واکنش نده نشونه‌ی خوبی نیست. برو سراغ مرحله‌ی بعدی... حتی اگه نمی‌ترسی هم وانمود کن ترسیدی.»

Mint Choco (Kookmin) Geschichten, die süchtig machen. Entdecke jetzt