Losing love [ 1 ]

333 54 33
                                        


⛈~Jirose :

بلاخره ترم جدید دانشگاه شروع شد...
هیچوقت نفهمیدم چرا مجبورم معماری بخونم؟
خب طبیعیه ،فشار و اجبار خانواده ایی که پول رو بیشتر از دخترشون دوست دارن.
اول فکر میکردم شاید اگه برم دانشگاه بهش عادت میکنم و علاقه مند میشم..
ولی فقط دارم ازش دور میشم و میفهمم تا دنبال علاقه ت نری هیچی تورو نرم‌نمیکنه!

توی کلاس جدید نشستم و کوله مشکیمو گزاشتم رو پام و کلاسور رو گزاشتم رو میز.
دونه دونه بچه ها و چند تا دانشجو جدید هم وارد شدن.
از اونجایی که فقط یه دوست داشتم‌ چشمام فقط دنبال ریو بود!
دلیل اینکه فقط یه دوست داشتم واضح بود،همه بخاطر اینکه پولدارم و به نظر مغرور میام نزدیکم نمیومدم و منم ترجیح میدادم نزدیک نشم...

تنها کسی که از خود واقعیم خبر داشت ریو بود!
با اومدن ریو گل از گلم شکفت و کوله مشکیمو کنارم گزاشتم با خنده برگشتم سمتش
_اوففف رزی چخبرههه

با تعجب و اخم ساختگی گفتم:اولا سلام،دوما چیشده؟

_دختر این پسرا رو میگم،جدیدا انگار

برعکس من که دور پسرا پر نمیزدم ریو رابطه خوبی با پسرا داشت و تایپ ایده آل پسرا هم بود.

نفس عمیقی کشیدم و گفتم:خب بابا گقتم چیشده..

_رزی نمیدونم چرا نمیفهمی!چرا یه دوست پسر پیدا نمیکنی که از تنهایی هم دربیای!

لبمو تر کردم و گفتم:میدونی حوصلشو ندارم و دوما خانوادم دوس ندارن!

ایشی گفت و ادامه داد:خانواده تو فقط اجبار دوست دارن!

حق داشت،کل توضیح درباره خانواده من همین بود،اجبار!

ارنجمو روی میز گزاشتم و منتظر شدم استاد بیاد

بعد از یک ساعت کلاس تموم شد و همهمه بچه ها شروع شد.
شکلات کاکائوییمو گزاشتم دهنم که نایون دختر سلیطه کلاس دستشو بالا اورد و گفت:هیس!میخوام یه چی بگم نه نیارین

جین باز پوفی کشید و گفت:باز شروع شد

نایون ادامه داد:خب من امشب تولدمه میخام پارتی دوستانه بگیرم،و همتون دعوتین.فردا هم کلاس نداریم میتونین تا لنگ ظهر بخوابین!

دوباره همهمه ها بالا گرفت که ریو دستمو گرفت و گفت:رزی میای امشب؟

تو چشاش زل زدمو گفتم:میدونی حوصله ندارم..

پوکر نگام کرد و گفت:جمع کن خودتو همش حوصله ندارم حوصله ندارم.امشب میای و خودمم میام خونتون لباس انتخاب میکنم.

تا خواستم چیزی بگم دستشو رو لبام گذاشت و با لبخند گفت:نیای نایون جون ناراحت میشه و میشی سوژه دانشگاه!

راست میگفت،اگه نمیرفتم دیگه نایون با سرکوفت زدن از اینکه مغرورومو فلان رو تموم نمیکرد!

You've reached the end of published parts.

⏰ Last updated: Jun 18, 2022 ⏰

Add this story to your Library to get notified about new parts!

Losing loveWhere stories live. Discover now