1

2.8K 307 31
                                        


(این پارت شامل صحنه های🔞میباشد)

دستاش رو قاب صورتم کرد و به طرفم خم شد

نفس های گرمش رو صورتم پخش میشد

ناخداگاه چشمام رو بستم و داغی لبهاش رو روی لبهام حس کردم

از روی عادت همراهیش کردم

و دستام رو انداختم دور گردنش

دستش رو گذاشت پشت کمرم و منو به خودش نزدیک تر کرد و بوسمون شدت گرفت لبهام و به بازی گرفته بود و گاز های ریزی بهش میزد منم متقابلا تلافی میکردم

نمیدونم چه قدر گذشت که به نفس نفس افتادیم

نگاهی به من و نگاهی به پشت سرم انداخت نمیدونم به چی فکر کرد که یهو هُل ام داد با کمر افتادم رو تخت

دکمه یقه پیراهنش رو باز کرد

روم خیمه زد و لبهاش لبهام رو به بازی گرفت

دستم رو از زیر لباس گذاشتم رو کمرش

خمار نگام کرد

"عاااه امشب سکسی شدی"

از فرصت استفاده کردم و دکمه های باقی مونده ی لباسش رو باز کردم

"عاشق لبای پفکیتم جینااا"

لحظه ایی از جاش بلند شد و دکمه شلوارش رو باز کرد خم شد تا تیشترتم و از تنم در بیاره

از فرصت استفاده کردم دستم و انداختم پشت کمرش و تو یه ثانیه جامون عوض شد لبم و گزیدم

"میخوای عضو جدید به خانواده اضافه کنی؟!"

نیشخند معنا داری زد

"اوهوم

شاید خواهر گیرشون اومد

اسمشم می زاریم.........بعدا بش فکر میکنیم"

به طرفش خم شدم خودش رو تا نیمه بالا کشوند

که یه دفعه نگاهش رو یه چیزی قفل شد

-تکون نخور جینااا

با چشم های تنگ شده به پشت سرم زل زده بود

یهو از جا بلند شد و با همون سر و وضع به طرف در دوید

پشت سرش از جام بلند شدم

" کجا میری نامجون چی شده؟"

تیشرتم و از روی تخت برداشتم و در حالی که تنم میکردم با نگرانی به اطراف نگاه میکردم که چشمم خورد به آر جی که یه نور قرمز ازش بیرون میزد

-این دیگه چه کوفتیه؟


↩️فلش بک↪️

+کوک اون پیچ گوشتی رو بده به من

کوک در حالی که دنبال پیچ گوشتی میگشت پرسید

"هیونگ مطمئنی لو نمیریم؟"

+صد در صد مطمئن باش

تهیونگ دست پاچه جیمین رو به گوشه ایی هل داد

"خنگه خدا پیچ گوشتی میخوای چیکار بدش من الان تو RJ جاسازیش میکنم"

کوکی:هین یه صدایی میاد بدویید

و خودش با عجله شیرجه رفت زیر تخت.

تهیونگ در حالی که پای کوکی رو که از زیر تخت بیرون زده بود میکشید از جیمین کمک میخواست تا کوکی رو که مثل ادامس به زمین چسبیده بود از زمین بکنن

🔁

-جیمین شی لپ تاپ و بچرخون اینوری

کوکی با هیجان از پشت سر ته ته و جیمین روی لپ تاپ خم شده بود

"چیکار دارن میکنن ....اوووووه مای گاش شلوارشو در اورد که..."

تهیونگ دستش گذاشت رو چشم های کوک"نبین اینا مناسب سنت نیس"

-نکن هیونگ جای حساسشه

جیمین دستپاچه گفت

"هر دوتون خفه شید یه اتفاقی داره میافته"

کوکی دست تهیونگ و پس زد"چیشده؟"

+نامجون همونجوری گذاشت رفت.

کوکی:شاید رفته کاندوم بیاره

-وات؟!!!

که یهویی لپ تاپ از دست جیمین کشیده شد و نامجون با قیافه برزخی و موهای آشفته جلوشون ظاهر شد"پس شما توله ها با دوربین اتاق ما رو دید میزنید؟"

تهیونگ و جیمین از ترس اینکه نامجون با اون حالش و کمر پرش که الان بدون شلوار در معرض نمایش بود و تو عملیات ناکام مونده بود کار دستشون نده

خفه خون گرفته بودن و فقط سعی داشتن هرجایی رو نگاه کنن الا پایین تنه نامجون

کوکی دست پاچه گفت:هیونگ منظورت اتاق اوما جینِ

نامجون دست انداخت و گوش کوکی رو پیچوند"توله ها برای چی تو اتاق دوربین کار گذاشتید"

-تازه نه توی هرچیزی توی آرجی

با شنیدن صدام پشمای همشون ریخته بود

خودمم دست کمی نداشتم و حس خجالت زدگی داشتم ولی در مقایسه با عصبانیتم هیچ بود

نامجون به کارش ادامه داد و در حالی که لپ تاپ جیمین رو مثل پلیس فدرال بازرسی میکرد گفت"اگه هر کدومتون این موضوع رو جایی باز گو کنید وای به حالتون شتر دیدید ندیدید"

نامجون به کارش ادامه داد و در حالی که لپ تاپ جیمین رو مثل پلیس فدرال بازرسی میکرد گفت"اگه هر کدومتون این موضوع رو جایی باز گو کنید وای به حالتون شتر دیدید ندیدید"

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
Love is not a sinWhere stories live. Discover now