فوریه 2025 - بوسان
Jungkook
تهیونگ متنفر بود که ازم جدا باشه؛ وقتی توی رستوران غذا میخوردیم همیشه به جای اینکه رو به روم بشینه، کنارم مینشست و خیلی ناگهانی صندلیم رو به سمت خودش میکشید. وقتایی که بعد از خستگی سرکار روی مبل مینشستیم و تلویزیون رو بدون صدا تماشا میکردیم، دستهای بیرمقش رو دورم میپیچید و بدنم رو به سمت خودش میکشید. وقتایی که از دستش ناراحت بودم و فقط یکم اونطرفتر روی تخت میخوابیدم، بیتوجه به مخالفتم، بهم میچسبید و کمرم رو به سمت خودش میکشید.
رفتارش قابل توجیه بود. من با اون طوری رفتار کرده بودم که حس کنه همیشه این منم که باید به سمتش کشیده بشم. حتی اگه به میل خودم هم نباشه، این من بودم که باید برای پر کردن فاصلهی بینمون قدم برمیداشتم.
نمیدونستم روزی میرسه که هر چقدر هم به سمتش بدوم، بهش نمیرسم. حالا توی اون وضعیتی که براش اهمیتی نداشت من کجای این کرهی آبیم، به تنهایی نابود میشد.
به تنهایی نابود میشدم...
بین ما فرسنگها فاصله افتاده بود و به اندازهی احتمال دوبارهی شنیدن صدای خندههای هوآران، ممکن بود که بتونیم این فاصله رو از بین ببریم.
***
Jungkook
کیم تهیونگ.
اولین بار وقتی که ده ساله بودم این اسم رو شنیدم؛ در حالی که با یه تیشرت گشاد آبی رنگ اطراف حیاط بزرگ ورودی عمارت جئون میدویدم و با سرخدمتکار بدشانس و سالخوردهی خونه، آقای یانگ، آب بازی میکردم. اون روز بالاخره متوجه شدم که برای چی همه اینقدر از پدرم وحشت دارن؛ اخم دلهرهآورش وقتی از پلهها پایین اومد و فریاد کشید "جئون جونگکوک!" رو هنوز خوب به خاطر دارم.
محکم و یکنواخت گفت «امروز دوتا تماس عجیب داشتم. یکیش معلم خصوصی ریاضی تو بود که بهم گفت فرق محیط و مساحت رو نمیدونی. یکیش منشی یون که گفت کیم تهیونگ توی بیست سالگی مدرک دانشگاهی گرفته.»
چهرهاش پر از خطوط تاریک خشم و حسرت بود «وقتی همسن تو بود میتونست یه سونات چهل و پنج دقیقهایو کامل بزنه!»
من فرق محیط و مساحت رو میدونستم اما اسماشون رو فراموش میکردم.
نزدیکم شد و در حالی که شونهام رو توی دستای بزرگش میفشرد با عصبانیت گفت «از این به بعد دیگه اختیار وقتت دست خودت نیست. فهمیدی؟»
کیم تهیونگ آدم مهمی بود؛ اگه پدرم به عنوان یه جئون زندگینامهاش رو به خاطر سپرده بود و من رو باهاش مقایسه میکرد یعنی توانایی نابود کردن شهرتمون رو داشت.
پدر من، بزرگترین پسر خاندان و جانشین میراث خانوادگی جئون بود؛ قد بلند، باهوش، منظم، کنترلگر، خوشچهره و سیاستمدار. اما اینها هیچ کدوم معیار صحیحی برای انتخاب شدنش به عنوان جانشین نبودن. وجود من و برادرم اون رو واجد شرایط به ارث بردن امپراتوری جئونها کرده بود.
YOU ARE READING
Nearest Him - VKook
FanfictionSummary: جونگکوک، جانشین وارث امپراتوری جئونها از پونزده سالگی به کیم تهیونگ، پسر رقیب تجاری پدرش، علاقهمند شده اما تموم این سالها به خاطر اختلاف سنی و این حقیقت که تهیونگ الان یه پدره، تلاش کرده علاقهاش رو فراموش کنه. اون توی سرکوب احساساتش تا...
