سلام ^^
فاطیما صوبت میکنه
خب نوشتن این وانشات داستان طولانی ای داره..
من قول نوشتن این وانشات رو به دوستم "لئو" دادم..
TheLionMoon
از کاپلی که دوست داره و با ژانری که دوست داره..
الانم تمام حقوق مادی و معنوی اثر متعلق به ایشونه :)
قرار بود چند هفته دیگه بذارمش ولی به خاطر کامبک کای و شباهت کوچیکی که بعد خوندنش حتما متوجهش میشین دست جنبوندم و حالا در خدمت شماست
چیز دیگه ای که باید بگم اینه که مورنینگ میست داستان اول از مجموعه ی "پالت" ئه... که همه داستاناش توی یه شهر اتفاق میوفتن و داستان بعدی چانبکه =)
و در آخرم راجع به اسم وانشات و مجموعه...
مورنینگ میست اسم یه پالت رنگه که یه طیف خوشگل از رنگای سرد رو داره و احتمالا داستان بعدی هم اسم یه پالت دیگه رو داره..
رنگ سه پارت فیک از این پالتن و اسم هرپارت کد رنگشه...اگه سرچ کنین میتونین این پالت و رنگهاش رو ببینین
پوسترای وانشاتم با صفیدعزیزم بوده که کلی مرسی ازش^^ پوستری که برای مقدمه گذاشتم دوتا شهری که داستان توشون جریان داره رو کامل نشون میده...
خب... همین دیگه
امیدوارم از خوندنش لذت ببرین =)
YOU ARE READING
Morning Mist
Fanfiction~کتاب اول از مجموعه [palette] 🎨وانشات: morning mist 🎨کاپل: ویکوک 🎨ژانر: درام، انگست، فانتزی 🎨محدودیت سنی: +18 🎨وضعیت: تمام شده ~این فیک خلاصه ی خاصی نداره.. فقط میتونم دعوتتون کنم به دنیای جدیدم و قدم زدن و غرق شدن همراه شخصیتام توی خیابونای م...
