The Beginig of the Game

52 5 3
                                        

نور لامپ رو انداخت روی صورتم.از شدت نور ناگهانی که روی صورتم افتاده بود چشمام رو میبندم و محکم به هم فشار میدم.

پوزخندی میزنه و صندلی رو میکشه و میشینه روش.به خاطر نور زیاد نمیتونم صورتش رو ببینم.اه.لعنتی.

+اسمت؟
-وی.
+گفتم اسمت.وی اسم نیست، بیشتر شبیه یه لقبه.

دستاش رو میکوبه روی میز : اسمت چیه؟-حالا بهتر میتونم صورتش رو ببینم.یه مرد پنجاه-شصت ساله هست که...

+باید دوباره تکرار کنم؟ اسمت چیه؟

با بیخیالی نگاهش میکنم : خیلی مهمه؟
+تو متهم به هک کردن سیستم های سه تا بانک توی سئول و دو تا بانک توی بوسان هستی.بعد از من میپرسی اسمت مهمه یا نه؟!

شونه بالا میندازم : متهم هستم، ولی کار من نیست، من هکشون نکردم.من فقط توی یه شرکت مد کار میکنم چرا باید با کامپیوتر اونجا چیزی رو هک کنم؟

توی اتاق قدم رو میره : برای آخرین بار میپرسم.اسمت چیه؟-جوابی نمیدم.میخواد حرفی بزنه که یه مرد وارد اتاق میشه : آقای جئون.دستور دادن بزارید ایشون برن.با تعجب به مرد زل میزنه : چرا ؟!
× نمیدونم آقا، اینطور دستور دادن
سرشو تکون میده و نگاه مشکوکی به من میدازه.پوزخندی میزنم از جام بلند میشم و موقع بیرون رفتن از اتاق بازجویی از عمد بهش تنه میزنم.از اداره ی پلیس میام بیرون و ماشین مشکی رنگ خودم رو کمی جلوتر میبینم.سوار ماشین میشم.مردی که از من داشت بازجویی میکرد از

پنجره با نگاهش من رو دنبال میکرد.پوزخندی میزنم و روی صندلی جلوی ماشین میشینم و روبه نامجون می پرسم : چطور ازونجا اوردیم بیرون ؟ -نامجون استارت ماشین رو میزنه و حرکت میکنه : خیلی ساده، با پیشنهاد ده میلیون دلار قول داد دهنشو ببنده.- همچین آدمایی قراره عدالت رو توی شهر برقرار کنن؟ هه....نامجون نفس عمیقی میکشه و میگه : چطور کامپیوترت رو ردیابی کردن؟ من ازین چیزا سر درنمیارم ولی مگه نگفته بودی کاری کردی که نتونن؟
-یه نفر همه ی کارهایی که کرده بودم رو پاک کرده.
جا خورد : منظورت چیه؟ میخوای بگی یکی اومده توی ساختمون با اون امنیت و از بادیگاردا هم گذشته و از همه مهم تر بدون اینکه کسی چیزی ببینه یا دوربینا فیلمش رو ضبط کنن رفته تو؟!
-نه هیونگ.حتی اگه کسی تونسته باشه وارد ساختمون بشه، نمیتونسته به این سادگی رمز ده رقمی اتاق من رو هک کرده باشه یا از سیستم تشخیص صدا و تصویرش عبور کرده باشه.
+هاه؟ نمیفهمم.پس چطور کسی وارد اتاقت شده؟
توضیح میدم : کسی که باعث شده من پام به اداره ی پلیس کشیده شه....یکی از خودمون بوده هیونگ.-مکثی میکنم و بعد ادامه میدم : ببینم هیونگ تو ماشین رو چک کردی که ببینی توش شنود یا دوربین کار گذاشتن یا نه؟
نگاهی گیج به من میکنه.توضیح میدم : اگه فرضیه ی من درست باشه و کسی که این کارو کرده یکی از خودمون باشه پس احتمالا باید توی جایی مثل ماشین من که پر از دوربین نیست و کسی هم خیلی حواسش بهش نیست، دوربین یا شنود کار گذاشته باشه.

You've reached the end of published parts.

⏰ Last updated: May 23, 2020 ⏰

Add this story to your Library to get notified about new parts!

Just a Game.Where stories live. Discover now