"اون اونقد خودشو تويه تاريكي قايم كرده كه ديگه خودشم نميتونه خودشو پيدا كنه دستي نيست ك اونو از غار تاريكيش بكشه بيرون و بغلش كنه اون حتي خودشم نميتونه خودشو پيدا كنه اون توي سياهي مطلق فرو رفته"
"اون اونقد خودشو تويه تاريكي قايم كرده كه ديگه خودشم نميتونه خودشو پيدا كنه دستي نيست ك اونو از غار تاريكيش بكشه بيرون و بغلش كنه اون حتي خودشم نميتونه خودشو پيدا كنه اون توي سياهي مطلق فرو رفته"