Jikook |Gold watch

121 20 4
                                        

~𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐆𝐨𝐥𝐝 𝐰𝐚𝐭𝐜𝐡~𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚~𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝐒𝐜𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐨~𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐉𝐢𝐤𝐨𝐨𝐤 / 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧~𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐌𝐨𝐨𝐧_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

¡Ay! Esta imagen no sigue nuestras pautas de contenido. Para continuar la publicación, intente quitarla o subir otra.

~𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐆𝐨𝐥𝐝 𝐰𝐚𝐭𝐜𝐡
~𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚
~𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝐒𝐜𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐨
~𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐉𝐢𝐤𝐨𝐨𝐤 / 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧
~𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐌𝐨𝐨𝐧
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

"ساعت طلا"

"فقط یدونه بهم بده آجوشی، لطفا"

"دستت رو بکش اینقدر به وسایلم دست نزن"

ولی جیمین بیشتر خودش رو از پنجره کوچیک به داخل آویزون میکرد و همزمان که دستاش رو به سمت غذا‌های روی میز میبرد، چشماش دنبال چیز بهتری میگشتن.
صاحب بوفه با ملاقه توی دستش، دوتا محکم پشت دست‌های جیمین زد و گفت:

"گمشو عقب موش کثیف"

جیمین با درد دستاشو گرفت و عقب عقب رفت که پاش به لبه بلوار رسید و پاش پیچ خورد و تعادلش رو از دست داد.
قبل اینکه با زمین برخورد کنه دستی دور کمرش پیچید و بالا کشیدش.
جیمین خودشو جمع و جور کرد، عصبی شده بود هم از پیرمرد هم از پیچ خوردن پاش.
دستی که کمکش کرده بود رو محکم گرفت، از روی کمرش جداش کرد. میخواست محکم بزنه زیرش که با دیدن ساعت طلایی رنگ مچ دست متوقف شد.
دست رو محکم گرفت و بهش تکیه کرد.
جونگکوک که دید پسرک توان ایستادن نداره، دست ازادش رو هم زیر بغلش زد تا نیوفته.

"من خوبم آقا...ببخشید"

"چیزی نیست بیا بریم روی اون نیمکت بشین"

جونگکوک جیمین رو سمت نیمکت برد بعد نشوندنش روی نیمکت براش آب و ساندویچ گرفت.
بهش داد. جیمین با خجالت تشکری کرد و گفت:

"جبران میکنم"

جونگکوک لبخندی زد و گفت:

"نیازی نیست"

دستاش رو توی جیب کتش کرد و رفت.
.
.
.
جونگکوک وقتی به خونه می‌رسید طبق عادت همیشگی‌اش کتش رو اول آویزن میکرد، بعد کیف پول، گوشی و ساعتش رو روی میز میزاشت و یه دوش میگرفت.
سمت حمام رفت. ولی وسط راه متوقف شد؛ چرخید و سمت میز رفت، ساعتش نبود.
گوشیش رو برداشت و دوباره با خونسردی سمت حمام رفت.
چون مطمئن بود اون ساعت دست هر مال‌خری برسه با دیدن امضا‌ء‌ی روش دو دستی اونو براش پس میفرسته.
ولی ایندفعه فرق داشت.

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _بعد یه مدت خیلی طولانی

¡Ay! Esta imagen no sigue nuestras pautas de contenido. Para continuar la publicación, intente quitarla o subir otra.

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
بعد یه مدت خیلی طولانی...های!
بگین ببینم دلتون تنگ نشده بود؟😞
من که دلم تنگ شده بود^^
ووت و کامنت یادتون نره💋💫

One Shot | BTS ᵘᵖˡᵒᵃᵈⁱⁿᵍ...Historias para obsesionarse. Descúbrelo ahora