در قلب پادشاهی ایلداریا، جایی که جادو، خون و تقدیر سرنوشت شاهزادگان را رقم میزند؛ دو وارث در سایهی یک تخت رشد کردهاند.
تهیونگ، قوی سیاه وارث تاریکی و جونگکوک، قوی سفید، پسری محبوب بین مردم با نوری در وجودش که روشنی میآورد.
رابطهشان از کودکی شکل گرفته، صمیمی، نزدیک، محکم، برادری که با وجود جادوی های مخالف یک دیگر بین آنها شکل گرفته بود زبانزد مردم هر پادشاهی ای بود.
اما احساسی که در دل یکی از آنها رشد میکند، به آرامی از مرزهای برادری عبور میکند و در دنیایی که هر نشانهای از ضعف، فرصت حمله است؛ هیچ احساسی بیتاوان نخواهد بود.
°•○•°°•○•°°•○•°
●●در دنیای این داستان شش قلمرو وجود داره.
ایلداریا — سرزمین جادوگران؛ دشت های وسیع و جنگل های تاریک.
لورندیل — سرزمین گرگینهها؛ کوههای مهآلود
مورِنوال — قلمرو خونآشامها؛ شهرهای زیرزمینی و قلعههای مهآلود
سیلاریس — سرزمین پریها؛ باغهای گلباران و دریاچههای جادویی
آلینثور — دیار الفها؛ جنگلهای سرسبز
گراولک — سرزمین گابلینها؛ کوههای صخرهای و غارهای پیچدرپیچ
●●با موجودات دیگه برخورد زیادی نخواهیم داشت و بیشتر داستان در رابطه با سرزمین ایلداریاست.
در سرزمین جادوگران ده رنگ اصلی جادو وجود داره.
سفید: جادوی پاکی، شفا، نور و حفاظت؛ نیرویی که بر تاریکی پیروز میشود و تعادل را حفظ میکند.
سیاه: جادوی تاریکی، پر رمز و راز، قدرت خام و کنترل؛ نیرویی که از سایهها و اسرار نهفته سرچشمه میگیرد و اغلب با خطر و قدرت همراه است.
آبی آسمانی: جادوی آب، آرامش، شفا و حکمت
آبی تیره: جادوی پیشگویی، رویا و زمان
قرمز آتشین: جادوی آتش، قدرت، خشم و انرژی
سبز زمردی: جادوی طبیعت، رشد، زندگی و تعادل
بنفش: جادوی ذهنی، روحانی، فریب و اسرار
طلایی: جادوی اقتدار و برکت
نقرهای: جادوی مهار و محافظت، ارتباط با ماه و جادوهای اسرارآمیز
نارنجی: جادوی خلاقیت، اشتیاق و جنبش
●●در این سرزمین، نشان هر نوزاد تازه متولد شده ای چند روز بعد از تولدش روی بدنش ظاهر میشه، هرکدوم از اونها اشکال متفاوتی دارن، گاهی با ظاهر حیوانات و گاهی با نقشی از طبیعت روی بدن نوزاد شکل میگیرن.
●●رنگ جادو از پدر و مادر اون نوزاد بهش به ارث میرسه، برخی ترکیبی از دو رنگ یا بیشتر و برخی نشانی با یک رنگ غالب دارن.
YOU ARE READING
KINGDOM | verse
Fantasy"در قلب پادشاهی ایلداریا، جایی که جادو، خون و تقدیر سرنوشت شاهزادگان را رقم میزند؛ دو وارث در سایهی یک تخت رشد کردهاند. اما احساسی که در دل یکی از آنها رشد میکند، به آرامی از مرزهای برادری عبور میکند و در دنیایی که هر نشانهای از ضعف، فرصت حمل...
