We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.

1️⃣

84 19 0
                                        

PART1:

سونگچول؛ ۱۳ ساله
جیهون؛ ۹ ساله

"هیونگ، هیونگ!"

پسر بچه با کشیدن تی‌شرت برادر بزرگش فریاد زد.
پسر بزرگتر به شدت آه کشید. اون در حالی که آماده خروج از در ورودی بود، به سمت جیهون برگشت.

"چی شده؟"

"میتونم باهات بیام؟"

یونگی فقط دلش میخواست با دوست‌هاش کمی وقت بگذرونه، بدون برادرش.
اما وقتی چشم‌های ملتمسانه‌ی و گربه‌ای شکل اون رو دید، نتونست جواب رد بده.
به‌هرحال، جیهون یکی از عزیزترین آدم‌های زندگیش بود.پس لبخندی مهربانی زد و پذیرفت.

"باشه، با من بیا."

~

To Be Continued...

My Brother's Best Friend Stories to obsess over. Discover now