_-_-_-_-_
دالی!
زری صحبت میکنه :
سلام اشک های من
زهرا.دال هستم،
خیلی خوشحالم که دوباره تونستم با فیک جدیدم در کنارتون قرار بگیرم...
با فیک جدیدم به نام Dusk برگشتم
این فیک فقط، تکرار میکنم فقط در اکانت واتپد نویسنده پابلیش میشه
لطفا اگه در جای دیگهای دید، اطلاع بدید.
امیدوارم دوستش داشته باشید.
این ابریشم تر شده قراره چند وقتی در کنارتون باشه و نفس بکشه...
باید بگم که این فیک قراره در کنار قوهی تخیلتون به بعضی از اتفاقاتی که در دنیا رخ میده اما ما ازش بی خبریم، بپردازه!
باید براتون ذکر کنم که... خیلی زمان گذاشتم و در مورد سحر و جادو و چیز های مختلف ماورائی تحقیق کردم تا بر اساس اونچه در حقیقت اتفاق میافته در کنار داستان اصلی این فیک صحبت کنم.
این فیک، یک داستان الکی، به خاطر هدر دادن زمان اضافه نیست.
من سعی کردم کاری کنم که محتوای آموزشی هم داشته باشه..
از الان میگم اگه ممکنه آزارتون بده یا نمیدونم از این ژانر خوشتون نمیاد، لطفا نخونید و تحت تاثیر قرار نگیرید...
این فیک قراره در روز تولد دیای عزیزم منتشر بشه، پس لطفا تماما حمایتمون کنید!
زهرا خیلی دوستتون داره
_-_-_-_-_
_zahra.d
2,2024
ز
مان نوشته شدن
10, August, 2024
Dusk"
یعنی زمانی که خورشید کاملا غروب نکرده و،جهان در سپیدی و تاریکی به سر میبره
زمان آپلود
۱۵ /۵/۱۴۰۵
YOU ARE READING
Dusk | vkook"
Fanfiction"_این همه سال توی اون غار یخی حبس نشده که به هیچی نرسه یونگ!" "_تو به عشق در نگاه اول اعتقاد داری تيره و تاریک؟! _من... من نمیدونم جونگکوک، فکر میکنم وجود نداشته باشه! چطور انسان میتونه توی نگاه اول وقتی فرد رو خوب نمی شناسه بهش دل ببنده؟ اصلا ا...
