😍 خیلی خوش اومدین 😍
❤ ووت و کامنت فراموش نشه لطفا❤
یونگی فریاد میزد و با عصبانیت گلدون و وسایل میزش رو برای کارمندای شرکتش پرت میکرد
همه از ترس ی جا پناه میگیرفتن و هیچی نمیگفتن
تهیونگ از در اومد تو و سمت یونگی رفت:چی شده هیونگ باز چی کار کردن؟
یونگی عصبانی نگاش کرد و داد زد:سرورارو هک کردننننن تماممم طراحی های برندمونو دزدیدنننن طراحی های که چقدر واسشون زحمت کشیدیم .من الان چ گلی بریزم سرممممممم
تهیونگ چشماش گرد شد و با تعجب پرسید:کی هک کرده
یونگی کلافه رفت پشت میزش و همچنان داشت داد میزد :نمیدونممم چ میدونم من .چرا انقدر امنیت سرور ما باید پایین باشه که اطلاعاتمونو انقدر راحت بدزدننن
تهیونگ عصبی به کارمندا چشم قره رفت و علامت داد برن بیرون
ی نفس عمیق کشید و سمت یونگی رفت :من تا دو ساعت دیگ بهت میگم کار کیه فقط اروم باش .اینجوری رسانه ها میفهمن ها
یونگی عصبی نگاش کرد:بفهمن چ کار کنم .تا چهار ماه دیگ جشنوارس من عکس خودمو ارائه بدم؟هاااا؟
تهیونگ جلو رفت:اگه رسانه ها بفهمن ابرومون میره و بهمون میخندن .حداقل بزار بفهمم کار کیه بعد شلوغش کن من معاون این شرکت هستم یا ن یکم به حرفم گوش بده
یونگی شقیقشو ماساژ میداد:برو هر کاری میخوای بکن فقط برو پیدا کن کار کیه
تهیونگ از اتاق بیرون رفت
چندتا از هکر های خیلی معروف شهرشونو میشناخت با پرس و جو تونست آدرس یکیشونو پیدا کنه
پارک جیمین ...چند بار ضربه به در خونه ش زد ولی کسی جواب نداد .چند دقبقه ایستاد و دوباره در زد .متوجه شد کسی داره از پشت در نگاش میکنه
چندتا تراول از جیبش دراورد و جلوی چشمی در چرخوند
چند لحظه گذشت و اون در و باز کرد
تهیونگ با چشمای گرد شده:واو تو ...زیادی برا هکر بودن کیوتی
جیمین اخم کرد:چی میخوای .کارتو بگو برو .الان طلبکارام میان
تهیونگ جلو رفت .جیمینو عقب داد و داخل خونه رفت :کارمو راه بنداز پول خوبی توشه بهت قول میدم
بعد گذشت سه ساعت جیمین تونست موفق شه بفهمه که از کامپیوتر کی کار هک انجام داده شده:کار یکی به اسم لی مین جوعه
اگه میخوای میتونم در بیارم کیه و چ کارس ولی خرجت میره بالا گفته باشم
تهیونگ با خوشحالی :زود باش در بیار عجله دارم
جیمین مشخصات فردو دراورد:لی وون جون .۲۵ ساله توی سئول زندگی میکنه .چند بار زندان رفته ولی اخرا شخصی اسم جانگ جونکوک از زندان درش دراورده و بدهی هاشم داده
تهیونگ توی حرف جیمین زد:چی مطمعنی؟جونکوک؟
جیمین سرشو تکون داد
تهیونگ خیلی بیشتر از چیزی که جیمین فکر میکرد بهش پول داد و سریع از خونش بیرون زد
قطعا یونگی از شنیدن این خبر خوشحال نمیشد
وارد اتاق یونگی شد و در و بست
یونگی عصبی جلو اومد:کار کیه
تهیونگ یکم من من کرد:میگم ولی قول بده نکنیش داد و بیداد باشه؟
یونگی پوکر فیس نگاش کرد
تهیونگ آب دهنشو قورت داد:کار جونگکوکه ..احتمالا میخواسته اذیت کنه
یونگی ی گلدون بلند کرد و به دیوار کوبوند:لعنتی .کثافط بی همه چیزززززز ..ما باهم مسابقه داشتیم .تو اون جشنواره ما مسابقه داشتیم .چطوررررر تونسته منو هک کنهههههه .همه ی طرح های منو بدزده .ازش شکایت میکنم .شکایت میکنم در اون شرکت فاکیشو میبندممم
تهیونگ به حالتی که سرشو بین دستاش گرفته بود :یونگی هیونگ اروم باش ..هیونگ ...هیونگ خواهش میکنم ..پدرشو در میارم قول میدم
یونگی چند تا نفس عمیق کشید و روی صندلی نشست:من الان چ طور ثابت کنم کار اونه .ها؟
تهیونگ کنارش نشست:ببین میشه جای شکایت کار بهتری کرد لی مین جو .همونیه که هک کرده میریم میاریمش ازش اعتراف میگیریم اونجوری راحت تره .فقط اروم باش و بزار منطقی جلو بریم ...باشه؟
_____________________________
هوسوک اون شرابو بیار میخوام امشب مست کنم برم هواااا بالا خره من دهن این یونگی رو سرویس کردمممم
هوسوک گیلاسا رو پر شراب کرد و سمت جونکوک گرفت:بیا حالا زیادی خوشحالی نکن .کوفتت میشه
جانکوک ی نفس همشو خورد و با خوشحالی داد زد:میدونی هوسوک .هر سال هر سال داریم اول میشیم ولی این یونگی لعنتی با اون معاون کچ تر از خودش هم با ما اول میشن .
پنج ساله ..پنج ساله نزاشتن من قشنگ کیفمو بکنم
هوسوک روربه رو جونکوک نشست:من موافق اینکار نبودم الانم نیستم .طراحاتو عوض میکردی .اگ بفهمن کار تو بوده دهنمون سرویسه اوکی؟
جونکوک گیلاس سومشو بالا اورد:بخور معاون عزیزم شرابتو بنوش و حرص ننوش .نمیفهمن .من بهت قول میدم
_____________________________
سلام به گل های توی خونه 😍😍
این فیک دوم منه که بعد از مدت ها میخوام آپ کنم .
امید وارم دوست داشته باشید ❤❤❤❤
من کامنتو و لایک خیلی دوست دارم و این تنها چیزیه که ب من میگ که پارت بعدی رو آپ کنم
😍😍😍
😍❤❤دلم براتون خیلی تنگ شده 😍😍❤
YOU ARE READING
Game of LOVE🔞
Fanfictionمن عاشقشم...ولی ازش عصبانیم ...اونتنها کسی بود که فک میکردم هیچ وقت بهم صدمه نمیزنه🖤 کاپل های اصلی :سپ و کوک وی ❤ ژانر:عاشقانه و هیجانی 😍و البته اسمات💦 ♥️ تکمیل شده♥️
