Fly

By 1dfanfiction_ir

62 0 0

دختری به اسم رز به دلیل آزار مردی به اسم لوکاس هیلتون رو میکشه چون هیلتون اون رو اذیت میکنه .یه روز طاقت نمیا... More

Part 2

Part I

39 0 0
By 1dfanfiction_ir

Fly |قسمت اول

فصل اول:دوست قدیمی من ماه

*

نمی دانست چه کند.فقط با خودش کلنجار میرفت.دستاش میلرزید.شیشه را محکم گرفت.دستش زخم شد و خونی از دستش جاری شد.اما او درد دستش را احساس نمیکرد.به جسد مرده لوکاس نگاه میکرد.یادش افتاد که باید سریع از آنجا برود.با خود میگفت:(خدایا!نکنه کسی منو دیده باشه؟چیکار کنم.) اطراف را مشاهده کرد.حتی ماشینی هم از آنجا رد نمیشد.به ساعت مچی خود نگاهی انداخت.روی ساعت لکه خونی بود.با لباسش پاکش کرد.ساعت ۳:۴۵ دقیقه بامداد بود.خیلی میترسید که بفهمند اون لوکاس هالدینتون را کشته است.در شوروی مجازات قتل مساوی با اعدام بود! از آنجایی که ماشینی برای بردن او تا شهر نبود،شیشه را در گل فرو کرد و شروع به دویدن کرد.تا شهر ده دقیقه راه بود اگر سریع حرکت میکرد.آنقدر دوید که پاهایش سست و ناتوان شد.وقتی به آسمان نگاه میکرد،ناراحتی ماه را میدید.ماه از او ناامید شده بود.ماه بهترین دوست او بود.رو به ماه گفت:(ببخشید! اما ...من ترسیدم. واقعا نمیخواستم بکشمش فقط برای ترسوندش بود.) اما بعد گفت:(نه میدونی چیه؟خوب کردم که کشتمش.اون یه خوک کثیف بود.تازه من از خودم دفاع کردم.)به شهر رسیده بود.در خیابان جز کاروان ها که میخواستند به مقصد برسند،کسانی دیگری نبودند.مغازه ها هم باز شده بودند. رز یک قرص نان از نانوایی خرید.وقتی مشغول خودش بود،احساس میکرد نان بو و مزه خون را میدهد.سریع آن را تف کرد و شروع کرد به بالا آوردن.

*



Continue Reading

You'll Also Like

74K 1.7K 41
DUALITY - the sequel to IT'S YOU! [Mature] *Please note: There will be spoilers for the first book from below onwards... You don't necessarily need t...
13.1K 118 12
𝗗𝗿𝗮𝗰𝗼 𝗠𝗮𝗹𝗳𝗼𝘆 𝖼𝖺𝗆𝖾 𝖿𝗋𝗈𝗆 𝗈𝗇𝖾 𝗈𝖿 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗌𝗍 𝗉𝗈𝗐𝖾𝗋𝖿𝗎𝗅 𝗉𝗎𝗋𝖾𝖻𝗅𝗈𝗈𝖽𝖾𝖽 𝖿𝖺𝗆𝗂𝗅𝗒, 𝖺 𝗋𝗂𝖼𝗁 𝗒𝗈𝗎𝗇𝗀 𝗆...
142K 3.9K 44
𝐈𝐍 𝐖𝐇𝐈𝐂𝐇 𝐲/𝐧 𝐥/𝐧 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐞𝐫 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐬 𝐚𝐫𝐞 𝐨𝐧 𝐚 𝐜𝐫𝐮𝐢𝐬𝐞 𝐟𝐨𝐫 𝟐 𝐦𝐨𝐧𝐭𝐡𝐬, 𝐦𝐞𝐞𝐭𝐢𝐧𝐠 𝐚 𝐟𝐞𝐰 𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐭𝐞...
Wattpad App - Unlock exclusive features