Death wish

By fictionslans

13.2K 1.9K 264

- ميشه دستاتو بگيرم خيلي سرده -باشه داداش كوچولو ----------------- اي كاش هنوز تموم مشكلمون بي خونه بودن تو... More

Before you read
Part 1 Home less
Part2 Home less(2)
Part3
Part4
Part5 New life
Part6 New life (2)
Part7 Alone
Part8 Good times
Part9 Strange feelings
Part10 Being a normal boy
Part11 Two brithers like an army
Part12 My littel secrets
Part13 Mad
Part14 Choaces
Not an update
Part15 Accidently
Part16 Beautiful
Part17 Secind change
Part18 Problem
Part19 The biggest surprise
Part20 Forgottn kindness
Part 21-22 Memories1-2
Part23 An offer
Part24 An offer 2
Part26 Funny
Not an update
Part27 Sight seeing
Part28 Sight seeing2
Part29 Promisses and revenge
Part30 Where the dreams come true
Welcome back
Part1 An other bigan
Part2 Truth
Part3 Lonelyness
Part4 Painefull days
Part5 Someting worng
Part6 My fults
Part7 I hate you all
Part8 OMG
Part9 One mans tears
Part10 Brotherhood
Part11 Something good
Part12 Bad girl
Part13 Family
14 Really !!
Part15 Lovers
Part16 Lost
Part17 Kindness
Part18 Im back
Part19
Part 20
Part21
Part22
Part23
Part 24
Part25
Bafore you leave

Part25 Desision

214 39 2
By fictionslans

پس هري يه فكري به سرش زد و خاست كه كمك بكنه . به هر حال لوك تنها كسي بوده كه هميشه كنارش بوده و بهش كمك كرده .
" اگه من حلش بكنم چي؟"
لوك بلند شدو متعجب به هري خيره شد و تو نگاهش ميشد" جدا!" رو ديد .

" اره خب منم ميتونم ولي بايد بهم بگي كه ارزوت چيه "
هري گردنشو كج كردو مثه يه گربه ملوس به لوك خيره شد .

برقي از اميد توي چشماي اقيانوسيش مثه تابش نور توي يه الماس درخشيد . واقعا ميشد لوك به ارزوش برسه؟
لوك سرشو خاروند و از حرفي كه ميخاست بزنه مطمءن نبود اما ميدونست كه ميشه به هري اين يك ماه اخير اعتماد كرد . هري تازگيا خيلي عوض شده بود .
" خب ميدوني من... اه من .... "
اون مضطرب بود اما بالاخره گفت
" من ميخام يه راك اسنار بشم "

هري سوپرايز شد . تنها قطعاتي كه از لوك شنده بود گام پنج ماژور بتهون يا تك نوازياي باخ و ياني بود . خيلي سنت شكني رفتاري از لوك ديده بود ساكسيفون توي اهنگ جورج مايكل اهنگ سريال جودي ابت careless whisper( نجوا هاي نامطمءن) بود .

" ولي تو كه بلد نيستي درام بزني يا گيتار برقي بزني اوج چيزي كه از راك ميدوني احتمالن قيافه هاي عجيب خواننده هاش يه همون گيتار الكتريك توي اتاقته كه شرط ميبندم يه بارم ازش استفاده نكردي"
اينارو هري با لحن اروم ومتحيري گفت

" من بلدم"
" چي"
" من بلدم گيتار الكتريك بزنم . من اهنگ راكو ميشناسم من باراك بزرگ شدم . "
و بعد چهره لوك در هم كشيده شد . لوك ياد موسيقي پخش كن قديمي مادرش ليز افتاد . ليز راك دوس داشت . اون هميشه اهنگاي گروه كيسو گوش ميداد و بعضي وقتا هم كويين( Quine) .
اون عاشق استار بوي از گروه كيس بود . چون عكسشو روي جعبه سيدي ديده بود . اون موهاي بلند مشكي رنگ شده داشت با يه صورت ارايش شده . از نظر لوك اونا جادويي بودن . اون از گروه كويين فقط يه اهنگ يادش بود و همون اهنگ و ديونه وار دوس داشت ولي دربارش به كسي چيزي نگفته بود . اون ديوونه اهنگwho wants to live forever بود. احساس ميكرد يه جايي از اهنگ حرف دل اونو به ليز ميگفت . جايي كه خواننده داد ميزد:
So touch  my  tears with your lips
Touch my world with your finger tips
پس با لب هايت اشك هايم را لمس كن
جهانم را با سر انگشتانت لمس كن

لوك سرشو تكون داد و به زمان حال اومد و با التماس به هري نگاه كرد و هري به يه لبخند بهش نگاه كرد
" هي اونجوري نگام نكن ياد خر شرك ميوفتم.  باشه من كارو جفتو جور ميكنم ولي بايد قول بدي كه اين سفر بهت خوش بگذره."
" همينه باشه قول ميدم "
لوك مثه دختر بچه ها كه مادرشون قبول ميكنه تا عروسك براشون بخره ذوق كرد و بعد هري رو هل داد و اونو انداختو شروع كرد به دويدن . هري بلند شد و دنبالش دويد و صداي اونا كل حياط باغو گرفته بود. اونا شاد بودن.

به همين سادگي!
............
راي و نظر فراموش نشه و من همه رو دوس دارم و يه سوا تيزر داستانو تو اينستا بزارم سه بخش ميشه به نظرتون بزارم؟
اگه اره بگين كي چون من بايد زود پاكش كنم .
بازم بگم عاشقتووووووووننننننننننننمممممممممممممم .

Continue Reading

You'll Also Like

2.3K 551 5
اسم چند‌شاتی:Goodbye کاپل‌ها:کایبک(اصلی)بکهو(فرعی) تعداد قسمت‌ها:5 part ژانر:رومنس-درام-انگست-هپی‌اند نظرات و پیشنهادتون و ارتباط با من: telegram:@Se...
42.1K 2.7K 24
کاپل : کوکوی ژانر : رومنس درام اسمات ددی کینک BDSM
28.1K 2.3K 15
چی میشه اگه رئیس جمهور پر نفوذ کره، کیم تهیونگ، طی یه تصمیم عجیب بخواد یه پسر هجده ساله رو به سرپرستی بگیره؟ این تصمیم به تنهایی به قدری عجیب بود که...
1.4K 395 18
اما دلیلم برای خودکشی صرفا جلب توجه نبود. به خوبی می‌دانستم احتمال اینکه فانتزی‌هایم به وقوع بپیوندند و همه گریه کنند و از رفتارشان با من متاسف شوند،...
Wattpad App - Unlock exclusive features