(دلارم)وارد خونه که شدم هیچکس نبود بغض گلومو چنگ زد رفتم سمت اشپزخانه رو گازو دیدم خالی بود هعهع معلوم که خالیه دلارام روانی نکنه فکر کردی مامانت تو اون دنیام باید براتو غذا درست کنه لعنتی خاک تو سرت ی بار رفتی پیش مامانت کمکش کنی یا نه اصلا بپرسی مامان خوشکل من این غذارو چی جوری درست میکنن هانننننننن.کف اشپرخانه نشستم تکیه دادم به کابینت اخه چرا؟اخه چرا رفتی مامان گلم هان چرااااا؟؟؟؟صدای در خونه امد تو جه نکردم ولی صدای رامین و بابارو شنیدم بی توجه بهشون کیفمو برداشت رفتم تو اتاقم تا قبل از اینکه منو ببینن (رامین)بابا تا شما لباساتو عوض کنید من زنگ میزنم ببینم دلارام کو بیاد باهم غذا بخوریم (بابا)باشه پسرم تو زنگ بزن من الان میام(رامین)ای بابا پ چرا این دختر جواب نمیده بزار شماره دیانارو بگیرم از اون بپرسم شاید خبری داشته باشه از دلارام خوب شد شمارشو صبح گرفتم(دیانا)بله بفرماید؟(رامین)سلام دیانا خانم دلارام خوبه دکتر چی گفت میشه بهش بگید زود بیاد ناهار باهم بخوریم!اوا ببخشید معرفی نکردم خدمو رامینم داداش دلارام(دیانا)او بله بله شناختمتون ولی من نیم ساعت پیش دلارامو رسندم خونه مگه نیست(رامین)راستش نمیدونم چون تو خونه صداش نزدم فکر کردم هنوز بیرونه باشه الان میرم تو اتاقش شاید تو اتاقش باشه راستی دکترش چی گفت(دیانا)هیچی گفت ۲روز دارو مصرف کنه کامل چشمش خوب میشه ,امممم راستش اقا رامین ی چیزی میخواستم بگم یعنی_چیزی شده_نهنه یعنی میخواستم اجازه بگیرم که,یعنی شما با پدرتون حرف بزنید که اجازه بده دلارام با منو برادر بیاد دبی نایل دبی کنسرت داره البته بقیه دوستان من و نایلم هستن ولی ما برا کنسرت میخوایم دلارام با ما باشه برا روحیه بدیه که داره میخوایم یکم حالش بهتر شده میدونید که منظورم چیه _بله بله کامل متوجه شدم باشه من به بابا میگم فعلا,بای_بای,اخیش نایل راحت شدم بلاخره بههشون گفتم پوفف(نایل)کاره خوبی کردی همین الان که خودش زنگ زد گفتی (رامین)از پله ها رفتم بلا در اتاق دلارام رو باز کردم مثل عروسک خوابیده بود میز عسلی کنار تختو دیدم که گوشیش تو شارژه و اون خواب اروم در اتاق دلارام رو بستم و بابامو دیدم که از اتاقش امد بیرون_ا تو اینجا چی کار میکنی دلارام امد _اره او ن قبل ما امده بود و الانم خوابه بیاین خدمون ناهار بخوریم برا دلارام راهم نگه میداریم _باشه(سر میز)(رامین)بابا راستش الان داشتم با دوست دلارام حرف میزدم گفت فردا برا کنسرت برا درش میخوان برن دبی خواستن دلارام را هم ببرن ولی گفتن قبلش از شما اجازه بگیرن گفت برا روحیه دلارام هم خوبه راستم میگه دلارام بد ضربه ای خورد بابا بزار برن چیزی نمیشه _باشه برن منکه حرفی ندارم دلارام هم بزرگ شده دیگه زنگ بزن بگو دلارام هم میاد حتی اگه خودش نخواد .(رامین)الو سلام ببخشید دوباره زنگ زدم میخواستم بگم که بابا اجازه داد دلارام بیاد دیگه خدتون بیاین دنبالش و ببریدش (دیانا)باشه باشه ما فردا ساعت۴پرواز داریم من صبح میام انجا که کمکش کنم در جمع اوری لباساش پس تا فردا اقا رامین(فردا صبح)(دلارام)اخیش چقدر من خوابیدم او من از ساعت ۲ظهر دیروز تا الان خواب بودم اوفف دست خرسم از پشت بستم ولی چقدر خوابم میاد هنوز منکه امروز کاری ندارم پس بازم میخوابم(نایل)دلارام کارت که تموم شد نیم ساعت قبلش ی زنگ ب من بزن من بدونم باید بیام دنبالت باشه الانم ساکتو بزار تو ماشین که دوباره بر نگردیم ساکتو بیاریم بدو ساعت۶:۳۰_اهه چقدر حرف میزنی من نمیدونم پسریه روانی تو سگو الان بزنی از در نمیره بیرو چه برسه به من_دختری بی ادب خیلی بی ادبی پس بعضی از دکترا یانه اس خود من که صبح زود میرم بیرن چیم هان دختر نادون بی ادب _خوب بابا مخمو خوردی پاشدم (خانه دلارام )سلام اقا رامین _بفر ماید _منو نایل رفتیم داخل خونه خیلی ساکت بود (رامین)بفرماید بشنید الان قهوه میارم(نایل)نه متشکرم ماا لان صبحانه خوردیم(رامین)باشه ببخشید ولی بابا نیست گفت ببخشیدش چون بابا باید ساعت ۷:۱۵شرکت باشه همیش ساعت۶:۵دقیقه میره بیرن ولی اجازه داد ولی دیگه دلارام با خدتون (نایل در گوش دیانا)بفرکا دیدی ادمای موفق صبح زود بیدار میشن نه سگ بی ادب خانم_خوب بابا باز داری مخمو میخوری (دیانا)دلارام با من اون میاد من الان میتونم برم تو اتاقش _بله بله بفرماید (دیانا)هیع دختره ی خرس بلند شو ببینم همش خوابی ببینم زنده ای اویییی با تو هستم (دلارام)ای پهلمو سوراخ کردی بی ادب خانم خرس خودتی _خفه بابا بلند شو ساکتو ببند که رفتنی شدی _کجا؟_اون دنیا_میگم بی ادیبی نگو چی_خوب انیشتن جان دبی دیگه قراره ساعت ۴بریم تو هنوز ساک نبستی بدو دیگه _اما اما بابام چی؟_من که گفتم اون با من حالا بدو ی دوش بگیر بعدم من میام کمکت ساکتو ببندی(دلارام)رفتم دوش گرفتم سردم شد لباس هامو سریع پوشیدم رفتم زیر پتو وای شکمم چه صدایی میده بیچاره خوب گشنشه دیگه تلفونو بر داشتم زنگ زدم به بابام,,,,,الو سلام بابای خوبی شما اجازه دادید من برم .احه چرا_دختر بابا الیک سلام باه من اجازه دادم من نمیرسم ببرمت فرودگاه ولی رامین میبرتت خوش باشی دختر بابا پول خواستی بگو برات بفرستم باشه من بادز برم الان جلسم شروع میشه فعلا دختر من بوس بوس _خدافظ _ای بابا تو که اینجای نایل پاین منتظره ها بدووووو_نه دیگه من تا یک ساعت دیگه با رامین فرودگاه میبینمت _خفه شو بابا رامین همین الان رفت بیرون کار فوری داشت با ما میای ناهارو بابرو بچ میخوریم بعدم دبی در کنار دریا افتاب میگیریم پاشو_باشه بابا(داستان از نگاه دلارام )بعد ناهار همنطور که گفته بود دیانا رفتیم فرودگاه یکم وایستادیم بعد رفتیم که ساکارو تحویل بدیم (داخل هواپیما) (دیانا)اوا من اینجا باید بشینم نایلم بغلش نشست دلارام هلنم کنار هم هریو زینم کنار هم لوی ولیام هم کنار هم سارینا وایزابلم کنار هم تو راه کلی هلن جک گفت و من خندیم تا اینکه....کامنت یادتون نره. بلاخره رفتن دبی .چه عجب .
