"چندتا غرفه اینجا هست؟" من از کارمند اونجا وقتی که بروشور رو بهم داد پرسیدم
"۶۰ غرفه"
"۶۰تا غرفهههههه" من بلند گفتم و چشمام اتوماتیک برق زد. کارمنده شکه شد و ترسید
"ببخشید " من با یه لبخند رو صورتم گفتم.
"خیلی باحاله" بدون اینکه وقت تلف کنم و به تاکیدهای طرف مقابل هم اهمیت ندادم . هیچی مهمتر از این شیرینیها نیست در حال حاضر.
"اول بیایید به این غرفه"
ما داخل یه غرفه کیک گوشت سنتی رفتیم . یه دونه تست به من دادن چون اولین مشتری اینجا بودم.
هممم، خیلی خوشمزست .
خوشمزگی شیرینی که به نوک زبونم خورد باعث شد تقریبا پرواز کنم تو آسمونا، طعم نرم ، بوش، ده از ده.
"دو تا دیگه لطفا"
دومین غرفه ، مغازه شیرینی جامانگکوت بود.
"یک پرس ،لطفا"
سومین غرفه ، بولان دان مک بود.
"اوه،اینو خیلی سخت میشه پیدا کرد، دوتا پرس لطفا"
چهارمين مغازه ، نونوایی طبقه بالا بود ، هیجا مثل این نیست.
زیبایی رنگ و مهارت سازندهاش باعث میشد که بدون نیاز به چشیدن بدونم که باید اینو ببرم خونه بدون فکر.
"دوتا پرس لطفا"
"بسه دیگه" شخص پشت سرم زیرلب با صدایی که انگار یکم سرزنش توش بود گفت. به عقب نگاه کردم و نتونستم جلو لبخندم رو بگیرم . یادم رفته بود که این من نیستم که دارم شیرینیهایی که سفارش دارم رو بلند میکنم. دستاش پر از غذا بود انقدر که تا بازوهاش پر شده بود.
"بیا اینو برای مامان و دوستای منم بخریم"
"آه...اونجا، بیا بریم تو مغازه کیک زرد کائومنگکون اول" بدون اینکه تایم بدم که چیزی بگه ، دویدم تو مغازه کیک زرد، چشمای روشن نارنجی و زرد روبهروم باعث شد تا حد مرگ خجالت بکشم.
*منظورش از چشم همون شیرینیه که شبیه گله ، آدم نیست
کل کیک زردارو میخورم.
"اینو امتحان کن"
"نمیخوام"
"هممم، فقط یه گاز" مرد قدبلند رو ترغیب کردم که بچشتش ولی بازم قبول نکرد.
"خودم تنهایی میخورم" فقط لبخند زدم و برگشتم که تنهایی شیرینی رو تست کنم و دیگه نمیخوام به کسی اهمیت بدم.
"میخوام بخورم"
"......"
"میخوام منم بخورم"
"........."
"منم میخوام بخورم ازش" پسر خوشتیپه خمیازه کشید و کنارم وایساد ، سرشو اورد پایین و دهنشو باز کرد. یه نگاه به بالا بهش انداختم و زدم زیر خنده و یکم از تونگایب و تونگیود رو گذاشتم تو دهنش.
YOU ARE READING
My School President 2: University Life
Romanceترجمه جلد دوم رمان از سریال اقتباسی My School President به اسم My boyfriend is the president : university life روزهای آپ: پنجشنبهها🌸(یک چپتر کامل در قالب چند پارت) پ.ن:جلد اول رو میتونید توی صفحهام بخونید 😍 نویسنده :pruesapha مترجم انگلیسی:Nzel...
