Story cover for ••💮SignMate💮••  by SilverBunny6104
••💮SignMate💮••
  • WpView
    Reads 529,583
  • WpVote
    Votes 88,658
  • WpPart
    Parts 88
  • WpView
    Reads 529,583
  • WpVote
    Votes 88,658
  • WpPart
    Parts 88
Complete, First published Oct 17, 2018
Mature
تو دنیایی که همه وقتی هجده ساله میشن یه نشانه روی مچ اشون برای شناسایی نیمه گمشده اشون ظاهر میشه بیون بکهیون نشانه ای نداره!اونم مثل هر هجده ساله دیگه ای روز تولدش با شور و شوق مچ اش رو چک کرد اما هیچ خبری از اون نشانه خاص که قرار بود به بکهیون سرنوشت اش رو نشون بده نشد! بکهیون اون روز تصمیم گرفت که هیچوقت نذاره کسی رازش رو بفهمه و دنبال سرنوشت اش جای دیگه ای بگرده...چهار سال بعد همون سرنوشتی که در حق بک بی انصافی کرده بود اون رو به خونه پارک چانیول کشوند.یه طراح مانگا بد اخلاق که فقط یه دستیار سر به راه میخواد...اما خوب بک داستان ما هرچیزی هست جز سر به راه!
چه حسی داره وقتی بدونی همه تو دنیا یه جفت دارن و فقط تو جا موندی....؟؟

💮💮💮💮💮💮💮💮💮

 - چه خوبه اینجوری یکی به آدم برسه؛ تا حالا کجا بودی پارک چانیول؟!
+ احتمالا بدون اینکه متوجه باشم داشتم دنبال تو میگشتم..!
#Chanbaek 
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
 - ازم بدت مياد؟
+ مشكل اينه كه هركاری ميكنم، بدم نمياد!
#hunhan 
💮💮💮💮💮💮💮💮💮

- میدونی تازگی ها دارم فکر میکنم شاید ارزش این همه تلاش رو نداشتی.. و این بدترین حس دنیاست..
#kaisoo 

💮💮💮💮💮💮💮💮💮

Story Started: 18.01.2017

Story Finished: 13.11.2017
💮هم نشان 
💮کاپل ها: چانبک.هونهان. کایسو 
💮ژانر: رمنس. زندگی روزمره. فانتزی
All Rights Reserved
Table of contents
Sign up to add ••💮SignMate💮•• to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
Serendipity ~🍀 by SilverBunny6104
54 parts Complete
🌿•~خلاصه داستان ~•🌿 بکهیون عاشق زندگیش نبود ولی تلاش می‌کرد خوب زندگی کنه. هر روز صبح وقتی در گل‌فروشی کوچیکش رو باز می‌کرد به پرنده رویاهاش اجازه بلندپروازی میداد و همین بهش انرژی برای تلاش بیشتر توی تنهایی‌هاش میداد. ولی تمام نقشه‌های بکهیون با پیدا شدن سروکله دکتر پارک تو زندگیش خراب شد. دکتر بدجنسی که از همه جا تصمیم گرفت طبقه بالای گل‌فروشی بکهیون رو برای مطبش بخره. دقیق جایی که بکهیون می‌خواست توش یه کافه افتتاح کنه... و خب حالا بکهیون یکی رو داشت که ازش متنفر باشه و این از بی‌حسی یه جورایی بهتر بود نه؟ 🪴 -امیدوارم اقامت جهنمی‌ای اینجا داشته باشین. نه...در واقع امیدوارم زمین اصلا دهن باز کنه و شما و مطب زشتتون مستقیم به قعر جهنم منتقل شید. 🩺 +اگه زمین دهن باز کنه من فقط میوفتم تو خونه‌ی تو و فکر کنم خوشحالم بشم. 💢 این داستان دنیای موازی داستان دیگه من Silver and silk ئه. اگه اون رو نخونده باشید هم می‌تونید بخونیدش ولی اگه سیلور اند سیلک رو خونده باشید لذت خیلی خیلی بیشتری از این داستان می‌برید چون... باید بخونید که بفهمید نمی‌تونم توضیح بدم 😂❣️ 🪴 • فیکشن : #Serendipity 🪴 • کاپل‌ها : چانبک 🪴 • ژانر:رمنس.درام.روزمره 🪴 • محدودیت سنی : 🔞 🪴 • نویسنده : @SilverBunny 🐰
••🌘Silver and Silk🌒••  by SilverBunny6104
72 parts Complete Mature
📋خلاصه داستان : بیون بکهیون یکی از افسرهای سازمان اطلاعاتی کره اس! کسی که به خاطر ظاهرش همیشه از عملیات ها کنار گذاشته میشه اما یه روز موفق میشه بلاخره یه ماموریت به عنوان مامور مخفی بگیره! بک به خاطر این ماموریت پا به سیلور تاون که یه باند قمار غیر قانونیه میذاره و با ادمای جدیدی اشنا میشه. یکی از این ادمها پارک چانیول رییس بانده که به خودش لقب سیلور داده. بک ناخواسته توجه سیلور رو جلب میکنه و تو موقعیتی گیر میافته که هیچوقت تصورش نمیکرد... همیشه عشق وقتی که کمتر از همیشه انتظارش رو داری سراغت میاد.❣️ دوستی های عمیق... شکستن قوانین... فداکاری... و پیدا کردن کسی که باعث بشه بخوای بخاطرش عوض بشی... 💎💎💎💎💎💎💎💎💎 من به عشق اعتماد ندارم بک... هیچ وقت نداشتم... چه حسی داره وقتی یکی که حتی به عشق اعتقاد نداره حس میکنه عاشقته؟! 💎💎💎💎💎💎💎💎💎 🌗کاپل ها: چانبک-کایسو. کریسهو 🌗ژانر: رمنس. جنایی . درام 🌗محدودیت سنی: 18+NC 🌗نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿 Story started at :5/9/2016 Finished: 16/2/2017
☁︎𝑴𝒚 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇☁︎ | 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆 | by TheLaughterFake
24 parts Complete
نام فیک :my white wolf کاپل : چانبک ژانر : امگاورس ، ددی کینگ ، رمنس ، اسمات ، فلاف خلاصه :بکهیون از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی... پارک چانیول آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟ « من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد » « بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد . "دوباره بگو..." با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ بکهیون زل زد ... بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد . "د...ددی!" فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ... "فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... " به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد . "چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم بیون ... " "ددی...اههه" .
Infernal company [Completed] by sabaajp
99 parts Complete Mature
کمپانی جهنمی ژانر: زندگی اجتماعی،ماجرایی،رومنس،اسمات🔞 کاپل ها: چانبک،کایسو،هونهان ************* خلاصه: یه مهندس معمار بیکار و تنها به اسم بکهیون که دنبال کار میگرده تا بتونه اجاره خونه‌اش رو بده و یه مرد قدرتمند و پولدار به اسم پارک چانیول که رئیس یکی از بزرگترین کمپانی های طراحی داخلی در کشور کره‌اس. چی میشه اگه فردی مثل بکهیون که مخالف معیارهای پارک چانیوله و به شدت هم ازش متنفره به زور تو کمپانیش استخدام بشه؟ اون هم به عنوان یه کارمند ویژه در کمپانی ای که یکی از بزرگترین رقیبهای کمپانی خانوادگی خودشه... ___________________________________________ _خیلی داری انرژی میذاری پارک.خودت به زودی خسته میشی. _ازت متنفرم بیون.به اندازه ی تک تک سلول های بدنم ازت متنفرم اما نه به یک سری دلایل تخمی.و بهت اطمینان میدم نفرتم اونقدر زیاد هست که تا آخرین نفسم از انرژیم براش استفاده کنم و خسته نشم. ___________________________________________ _بک پسر توعه بیون،هرچقدر از خودت بیشتر دورش کنی من بهش نزدیک تر میشم...اونقدر نزدیک که دیگه فاصله ای بینمون نمونه.کاری میکنم که پسرت با دستای خودش فرمانرواییت رو نابود کنه... ************** 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸
☕⊱A Hug In A Cup⊰☕ by SilverBunny6104
51 parts Complete
بیون‌بکهیون یه مربی مهدکودک سر به هواست که چند ماهه روی یه غریبه جذاب که توی مترو میبینتش کراش زده...☁️💖 و یه روز یهو تصمیم میگیره از دور دید زدن دیگه بسه! دنبال کردن اون غریبه پاش رو به کافه Heavenly# میکشه و یه دوره جدید تو زندگیش شروع میشه. اما خب از اونجایی که بکهیون اونقدرام خوش شانس نیست اون غریبه لعنتی "پارک چانیول" یه باریستای جذاب و آسکشواله و بیشتر با قهوه تحریک میشه تا لاس زدنای بکهیون ... راستی چیزی به اسم " #قهوه‌سکشوال" وجود داره؟ ☕️ •••••••••••••••••••••••••••••••• یونگی هیچوقت فکرش رو نمیکرد با قدم گذاشتن به کافه Heavenly به اصرارهای دوستش اونجا قراره با شیرین‌ترین طعمی از قهوه که چشیده بود اشنا بشه. طعم لب های خوشمزه اون گارسون بامزه پارک‌جیمین شایدم لبخند های کیوتی که میزد یا مدلی که دنبالش راه میوفتاد و هیونگ صداش میکرد میتونست هر قهوه ای رو شیرین کنه... حتی وجود خود مین یونگی رو که خیلی سال بود حتی از قهوه هم تلخ‌تر بود! ظاهرا یونگی بالاخره هم طعم مورد علاقه اش رو پیدا کرده بود... هم یه گربه‌فسقلی که بالاخره بخواد با خودش ببره خونه... گربه ی شانسش! ☕کاپل : چانبک.یونمین. تویون ☕ژانر: رمنس.فلاف. زندگی روزمره.کمدی. ددی‌کینک ☕محدودیت سنی : NC 18+ ☕نویسنده : Silver Bunny
You may also like
Slide 1 of 10
We brought Lucifer To home [Completed] cover
Koko and Meow |au| cover
Fated To Be Yours🥂🌌 cover
Serendipity ~🍀 cover
••🌘Silver and Silk🌒••  cover
💎••SpotLight••💎 cover
☁︎𝑴𝒚 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇☁︎ | 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆 | cover
Infernal company [Completed] cover
☕⊱A Hug In A Cup⊰☕ cover
Lutan | Kookmin  cover

We brought Lucifer To home [Completed]

29 parts Complete Mature

⁦ • لوسیفر را به خانه آوردیم • ☯ بعد از اون تصادف لعنتی نمی‌خندید ، همسر شادش، بمب انرژی خونه داشت رو به افسردگی می‌رفت پس وقتی دکتر پیت بهش پیشنهاد داد سریع قبولش کرد ☯ یکی از افرادی که در گذشته ازش بازجویی کرده بود با یه لبخند جوکر مانند بهش خیره شده بود و گفته بود: کارآگاه بیون هیچ روح و جنی به ترسناکی یه آدم روانی نیست، اگه روح و جن دیدی وایستا و نگاهش کن چون یه تجربه‌ی جدیده و می‌تونی با توصیف کردنش توی یه کتاب کلی پول به جیب بزنی، اون بهت آسیبی نمی‌زنه اما اگه یه آدم روانی دیدی سریع فرار کن چون تضمینی نیست که زنده بمونی و خاطراتش رو کتاب کنی! •• ☯ Couple •° chanbaek •• •• ☯ gener •° romance°•angst•° Criminal °• smut •• •• ☯ Complete √ •• ••Published In November 29, 20 ☯ محتوی این فیکشن دارای ماوراطبیعیه و اینجور چیزها نیست!