𝙞𝙣𝙨𝙩𝙖𝙣𝙩 𝙠𝙖𝙧𝙢𝙖 [KookV]

𝙞𝙣𝙨𝙩𝙖𝙣𝙩 𝙠𝙖𝙧𝙢𝙖 [KookV]

  • WpView
    Reads 59,337
  • WpVote
    Votes 6,186
  • WpPart
    Parts 17
WpMetadataReadComplete Tue, Dec 2, 20258h 11m
تهیونگ سال‌هاست که مسیرش رو از خلافکارها و برادرش جدا کرده و فقط دنبال یه شغل موقت می‌گرده تا خودش خرج دانشگاهش رو دربیاره. اما وقتی مجبور میشه پیشنهاد عجیب هوسوک رو قبول کنه و برای چند روز از پسر کوچولوی رئیس باند مافیا مراقبت کنه، بی‌اختیار وارد مسیری میشه که همیشه ازش فرار کرده. جونگکوک مرد جدی و پدر با فکری بود که برای پسرش هرکاری‌ می‌کرد. و این شامل سر و کله زدن با پرستار زبون‌دراز پسرش هم می‌شد. بین کل‌کل‌ها، تنش‌های بین‌شون و لبخند پسربچه‌ای که فاصله‌شون رو کم می‌کرد، رابطه‌ای شکل می‌گیره که هیچ‌کدوم براش آماده نبودن، ولی شاید، هردو دنبالش بودن. - - -بهتره کم‌کم یاد بگیری باهام مودبانه حرف بزنی تهیونگ. یه کم احترام بد نیست. -تو لایق هیچ احترامی نیستی عوضی. Name: Instant Karma Couple: KookV Genre: Fluff, Drama, Romance, Smut Author: Locks
All Rights Reserved
#37
بی‌تی‌اس
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Gancio | Vkook
  • You are snake. Aren't you?
  • Little Bunny
  • Extacy
  • Haven [Kookv, Yoonmin]
  • fake love ❗عشق دروغین
  • Floricide | Sope
  • Amareath.
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • The 7 Princes [BTS x Reader](Translation Ver )

خلاصه: تا به حال شده که راجع به چیزی مرموز و احتمالا خطرناک کنجکاو شده باشین!؟ شاید اون لحظه خودتون رو با گفتن "اتفاق بدی نمیوفته، فقط میخوام ته و توی ماجرارو در بیارم و بعدش فراموشش میکنم" قانع کرده باشین؛ که خب... جونگکوک هم همین کار رو کرد. ولی هیچ‌چیز طبق انتظارش پیش نرفت. جونگکوک فقط یک قهرمان مسابقات رالی بود که تصمیم ناگهانی و کنجکاوی بیش از حدش اون رو وارد هزارتوی عجیبی کرد... طوری که حالا سرعت اتومبیلش نه تنها برای برنده شدن در مسابقات، بلکه برای فرار از دنیای تاریکی که ناخواسته واردش شده بود، باید بهش کمک میکرد. -------- -دزدیده و تهدید شدم که حتما باید راننده‌ی باند بشم و بهم ۲۴ ساعت وقت دادن برای فکر کردن! افسر هایاشی ظرف غذاش رو تحویل گرفت و بدون نگاه کردن به راننده‌ی رالی لب زد: -قبول کن. جونگکوک تکخند متعجبی زد. -تو افسری یا جاسوس جی چانگ ووک؟! میناتو درحالی که با لبخند به گونه‌های برجسته‌ی افسر جانگ حین غذا خوردن خیره شده بود، زمزمه کرد: -به هر حال مطمئنم با چیزی تهدیدت کردن که راه دیگه‌ای برات نذاشتن. قبول کن؛ هم اجبار اون‌هارو، هم پیشنهاد من برای مامور مخفی شدن رو. ┊Genre:Criminal, Angst, Romance, Sport, Smut ┊Couple: Vkook, Sope ┊Writer: Shinrai

More details
WpActionLinkContent Guidelines