Three Is Not a crowd [ChanJinHo]

Three Is Not a crowd [ChanJinHo]

  • WpView
    Reads 31,117
  • WpVote
    Votes 4,557
  • WpPart
    Parts 31
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Mon, Jul 27, 2026
WpInfo
Fanfic
Stray Kids
Alternate Universe (AU)
Kpop
LGBTQIA+
هیونجین و چان، آلفاهایی که حدودا ده ساله باهم توی رابطه‌ان؛ چه اتفاقی میفته اگه یه روز به یه سک.س شاپ جدید سر بزنن و از مینهو، امگای تمشکی که صاحب اون‌جاست، خوششون بیاد؟ همه‌چیز راجع به رابطه‌ی آلفاها با امگای تمشکیشون خوب پیش می‌ره؟ ᰍ لی مینهو، امگایی با رایحه‌ی تمشک که معروف‌ترین سک.س شاپ شهر متعلق به اونه... چون در کنار چیزهایی که به دیگران می‌فروشه، براشون اشتراک رایگان فیلم‌های راهنمای مصرف لوازم رو هم باز می‌کنه. امگای تمشکی هیچ‌وقت نتونست یه رابطه‌ی طولانی مدت رو تجربه کنه چون دوتا راز داشت! اولا کسی نمی‌دونست که اون شخصی که داخل فیلم‌هاست، مینهوئه و دوم اینکه مینهو دچار یه اختلال جنسی لعنتیه! اختلالی که ارضا شدن رو براش سخت می‌کنه... ៹ 𝖭𝖺𝗆𝖾: Three Is Not a Crowd ៹ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: ChanJinHo,Changmin,Jilix ៹ 𝖢𝗁𝖺𝗋𝖺𝖼𝗍𝖾𝗋: IN ៹ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: ThreeSome, Omegaverse, Smut, Comedy, Psychological ៹ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: Roe
All Rights Reserved
#1
چانهو
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝑴𝑬𝑵𝑻𝑨𝑳 𝑮𝑨𝑴𝑬 🌩🖤🍷𝑯𝒀𝑼𝑵𝑳𝑰𝑿
  • Your Voice | Minsung
  • ʸᵒᵘʳ ˢᶜᵉⁿᵗ
  • Doubt🏎️
  • Friends or more?
  • Minsung's  L☆ve🔞
  • pregnancy pill (minbin)
  • Let's Play
  • My boy
  • 𝑴𝒂𝒕𝒉 𝑻𝒆𝒂𝒄𝒉𝒆𝒓

Couple:Hyunlix Author:Sayeh" Ganres: School life ,smut🔞 لی فلیکس طی تصمیم مادرش برای ازدواج به سئول میاد و روز اول مدرسش با اکیپ هیونجین برخورد میکنه و مجبور میشه پیش خود هیونجین بشینه معلم ریاضی که میدونسته نمرات فلیکس خیلی خفنن شرط میزاره :تنها زمانی نمرات فلیکس رو ثبت میکنه که نمره پایانی هیونجین بالا بشه!! حالا چی میشه اگه کسی که مادرش باهاش ازدواج کرده پدر هیونجین باشه؟:) ----------------☆--------------------☆--------------------------- [[همینکه از خیابون اصلی دور شدن به جلو خم شد و تا جایی که میتونست گاز داد،مشت شدن لباسش تو دستای اون احمقو حس کرد و لبخندش پر رنگ تر شد به چراغ قرمز روبروشون که رسید سرعتشو بیشتر کرد و از لای ماشینا رد شد . میتونست ضربان تند قلب فلیکسو که از پشت بهش چسبیده بود حس کنه و این بهش حس خوبی میداد و میخواست هرچه زود تر صورت ترسیدشو ببینه. به جای مورد نظرش که رسیدن وایستاد تا از موتورش پیاده شه: حالا بازم جرئت میکنی با من بری مدرسه؟هوم؟ رنگش پریده بود با اخم نگاهی به اطرافش انداخت اینجا که مدرسه نبود! انگار دور ترین نقطه ی شهر بود کم کم داشت متوجه قضیه میشد :از اولم نباید بهت اعتماد میکردم.اینجا کجاست؟منو برگردون عوضی... کاپل:هیونلیکس❤️‍🔥 ژانر:مدرسه ای ، اسمات ، با چاشنی اکشن

More details
WpActionLinkContent Guidelines