درحال ویرابش!!
همه چی از اومدنم به ایتالیا شروع شد
از شب کریسمس شاید بزرگترین اشتباهش را اونجا مرتکب شد اما تنها اشتباهی بود که از انجام دادنش پشیمون نبود
بخشی از فیک
.
.
- چند وقته که داری بهم دروغ میگی
- بهت دروغ نگفتم
.
.
وقتی بهم گفتی میپذیرمت بهت گفت تا همیشه مال منی پس تو الان مال منی نمیتونی بری هیچ وقت نمیزارم بری تو مال منی بهش عادت کن تمامت مال منه
.
.
- برای اینکه ازم خوشت میاد
چونه اش ازاد شد و با چشم های اشکی ش به چشم های خمار تهیونگ نگاه کرد
- نه
نفسش توی سینه اش حبس شد و کمی دستش از دور بازوش شل شد
تهیونگ دستشو دور گردنش نرم حلقه کرد
- چون عاشقتم شاید فرا تر اینقدر عاشقتم و دیوونه وار میخوامت که حاضرم برات بمیرم حاضرم برای سرخ بودن لب هات خونمو بهش بزنم
اسم فیک : نقاب های سوخته
وضعیت پایان یافته
Juner:vkook, mafia,smart,dady king
اگر میخوان یک کتاب متفاوت بخونید بهتون پیشنهادش میدم
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
" پدرش ... پدرش منم ؟"
" نه تو نیستی ! "
" بر چه اساس خودتو پدر بچه من میدونی ؟"
" نه کوک منو خر فرض نکن ... توی لعنتی توی رات من ... فاککک تو اونو با من گذروندی "
کاپل : ویکوک✨
✨ژانر : امگاورس ، رومنس ، اسمات ، امپرگ