We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱

MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱

  • WpView
    Reads 275,274
  • WpVote
    Votes 16,314
  • WpPart
    Parts 92
WpMetadataReadMatureOngoing94h 20m
WpMetadataNoticeLast published Thu, Aug 13, 2026
WpInfo
Fiction
Romance
LGBTQIA+
Horror
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝗛𝗲𝗮𝗿𝘁 𝗕𝗿𝗲𝗮𝗸𝗲𝗿 • 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬
  • You are snake. Aren't you?
  • Without Me, Without You [Completed]
  • 𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙢𝙖𝙟𝙚𝙨𝙩𝙮 [KookV]
  • 𝐍𝐨𝐭 𝐦𝐲 𝐭𝐲𝐩𝐞 𝐛𝐮𝐭 𝐦𝐲 𝐇𝐔𝐒𝐁𝐀𝐍𝐃!
  • THE RIFT | KOOKV
  • fake love ❗عشق دروغین
  • Omega And His Baby

Name:Heart Breaker (دل شکن) Couple:vkook,yoonmin,namjin Genre:mafia,omegavers,smut,romence, action,Aangst Telegram:Stellie0 《در شهری که مافیاها قوانین خودشون رو دارن، سازمانی مخفی وجود داره که نسل‌های نادر و کنترل‌نشده‌ی مافیا ها رو شناسایی، مهار و حذف می‌کنه. جونگکوک، یک آلفای سطح بالا با پرونده‌ای مخفی و گذشته‌ای خونین، مأمور همین سازمانه. وظیفه‌ش: نفوذ به یکی از خطرناک‌ترین باندهای مافیایی و حذف آلفای مرموزی به نام ویکتور چِرناف - کسی که دولت او را «گره‌ی سیاه» می‌نامه: موجودی با گره‌های ناپایدار و قدرت بی‌مرز. جونگکوک فقط یه مأمور بود؛ تا وقتی که به ویکتور رسید-رئیسی بی‌رحم با چشمانی یخ‌زده و رازی خطرناک درون قلبش. اما وقتی حقیقت پیوند پنهان‌شون آشکار میشه، نفرت جاشو به درد، عطش و جنون میده. بین فریب و احساس، بین خون و عشق... کی تسلیم میشه؟ ویکتور(تهیونگ) یا جونگکوک؟ "_حس می‌کنی پیوندمون داره می‌سوزه؟ - آره. دعا کن زودتر بسوزه و تموم شه... چون اگه نسوزه، من خودم تورو آتیش می‌زنم. - تو اشتباهی بودی که تقدیر بهم تحمیل کرد. - پس چرا هنوز کنارمی؟ جرأت بریدن نداری یا فقط از تنهایی می‌ترسی؟ _اگه نفرت اسلحه بود،هر نگاه من گلوله ای بود که تو رو بارها کشته بود." *تایم آپ نامنظم

More details
WpActionLinkContent Guidelines