🔞استادم منو دوست نداره🔞 MY PROFESSOR DOESN'T LOVE ME🔞

🔞استادم منو دوست نداره🔞 MY PROFESSOR DOESN'T LOVE ME🔞

  • WpView
    Reads 4,562
  • WpVote
    Votes 88
  • WpPart
    Parts 4
WpMetadataReadOngoing1h 15m
WpMetadataNoticeLast published Tue, Oct 28, 2025
🔞 هشدار 🔞 این استوری حاوی کلمات و اشارات مستقیم جنسی و باز میباشد. به هیچ گونه از کلمات جایگزین استفاده نمیشه. ممکنه صحنه های bdsm و تنبیه و خشونت جسمی و جنسی باعث آزارتون بشه. پس اگر از مطالعه اینجور استوریها خوشت نمیاد، دراپش کن دوست من. نگی نگفتم♥️ *************** + فکر کردی پیدات نمیکنم استاد؟!! هه! اینهمه سال دنبالت گشتم.... الان دیگه راه فراری نداری! جایی رو نداری بری!!! باید دستو پاتو ببندم و همینجا نگهت دارم!! یا بهتره بشکنمشون...! «قصه‌ی قلبی پر از کینه... نفرتی که سال‌ها در وجود پسرکی رشد کرد، برای مردی که هیچ‌وقت نفهمید بی‌تفاوتی هم می‌تونه جرم باشه. کسی که تنها گناهش این بود: چرا به من نگاه نکردی؟!... فقط چون با اون، مثل بقیه رفتار کرد...» این پسر دچار عشق و نفرتی شده که نه می‌تونه ازش دست بکشه و نه میدونه چجوری باید ادامه‌اش بده! به نظرتون این استوری دارک، چه پایانی داره؟!... برای فهمیدنش با ما همراه باشین💋
All Rights Reserved
#12
خشن
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱
  • 𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر
  • 𝐍𝐨𝐭 𝐦𝐲 𝐭𝐲𝐩𝐞 𝐛𝐮𝐭 𝐦𝐲 𝐇𝐔𝐒𝐁𝐀𝐍𝐃!
  • Cwtch
  • 《LOTUS | KOOKV》
  • 『𝑬𝑵𝑭𝑶𝑹𝑪𝑬𝑹』
  • 𝙞𝙣𝙨𝙩𝙖𝙣𝙩 𝙠𝙖𝙧𝙢𝙖 [KookV]
  • ɴᴇᴠᴇʀ ᴀɢᴀɪɴ
  • Darvin's Clover | VKOOK

در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)

More details
WpActionLinkContent Guidelines