𝐥𝐨𝐯𝐞𝐝 |جڱرڴۉشۂ(𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤)

𝐥𝐨𝐯𝐞𝐝 |جڱرڴۉشۂ(𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤)

  • WpView
    Reads 73,246
  • WpVote
    Votes 6,791
  • WpPart
    Parts 23
WpMetadataReadComplete Sat, Nov 9, 2024
WpInfo
Fanfic
BTS
_اگه دیدی این‌طور اینجا افتادم چیکار می‌کنی؟ با چهره متمرکزی دوباره آدامسش رو جوید و نگاهش کرد؛ به معنی اینکه یادش نمیاد سرش رو به طرفین تکون داد مرد بزرگتر دو دستش رو که رویِ سینش قرار گرفته بودن به آرومی بوسید _میری پایین به؟ +میرم پایین به جیمینی خبر میدم! دستی به کمر و لگن پسر که روی شکمش قرار داشت کشید _آفرین جگرگوشه من ____________________ اهمیتی نداشت کجا و کی؛ اون از پسرش محافظت می‌کرد،باید ازش مراقبت می‌کرد حتی اگه دیگه فرصتی برای موندن نداشت! ____________________ ~🅅𝒌𝒐𝒐𝒌_🅈𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏_🄽𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 ~🅁𝒐𝒎𝒂𝒏𝒕𝒊𝒄_🄰𝒏𝒈𝒆𝒔𝒕_🄳𝒂𝒊𝒍𝒚 𝒍𝒊𝒇𝒆_🅂𝒐𝒇𝒕_ 🄿𝒔𝒚𝒄𝒉𝒐𝒍𝒐𝒈𝒚_(🅂𝒎𝒖𝒕 𝒂 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆) •🅆𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓:🅂𝒖𝒏𝒔𝒆𝒕 "شروع 1402/11/24" "پایان 1403/08/18" *توجه؛ فیک به‌زودی تحت ویراستاری قرار خواهد گرفت*
All Rights Reserved
#18
dailylife
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Little Hyung | هیونگ کوچولو
  • Russian Vodka ᴷⱽ
  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • My little boy in pain
  • Lovelorn
  • Losers Club[hyunlix]
  • Lunafloraⱽᵏ | لونافلورا
  • SOLUS
  •  𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°

یه هیونگ، یه مکنه ... یکی زودتر فهمید، یکی دیرتر پذیرفت . بین شوخی‌هایی که زیادی جدی شدن و نگاه‌هایی که زیادی طول کشیدن، چیزی شکل گرفت که هیچ‌کدومشون اسمش رو نمی‌ اوردن چون بعضی احساسات، وقتی ممنوع باشن، بیشتر از همیشه خودشون رو نشون می‌دن . وقتی یکی تبدیل به نقطه ضعفت بشه دیگه فرقی نمیکنه تو چقدر واسه پذیرفتنش انکار و واسه تو دامش نیوفتادن فرار کنی ‌. ولی تا کی میشه از یه احساس فرار کرد؟ سخن نویسنده : این نوشته ریل لایف و بیشتر نوشته ها از صحبتاییه که خود جیکوک توی مصاحبه ها ویدیو ها داشتن و البته جز اون صحبتا تغییراتی هم وجود داره که اضافه شده . امیدوارم ازش لذت ببرید و حمایت کنید چون اولین کار من اینجاست .💛 آپ : پنجشنبه

More details
WpActionLinkContent Guidelines