🌿پایان یافته🌿
تهیونگ امگای یتیمی که بعد از رهاشدن توسط خانواده عموش، وقتی تنها و نیمه هوشیار از ترس راهزنا پنهان شده بود
با جونگکوک،فرمانده و شاهزاده کشورش آشنا میشه...
_ظاهرأ اینجا یه الماس سفید داریم
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
قسمتی از فیک :
_باید خودتو ببینی تهیونگ...خیلی خوشگلی...خیلی زیاد...
کاش میتونستم چشمامو بهت قرض بدم تا ببینی چقدر قشنگی...
زیر گوشش با صدای بمش زمزمه میکرد و تهیونگ سرخ تر و بی حال تو بغلش جمع میشد
تا حالا کسی اینطوری ازش تعریف نکرده بود...
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
≈ Fic ↬ 7 RING
≈ Couple ↬ KOOKV
≈ Genre ↬ Romance , Fantasy , Smut , Omegavers , Happy End
≈ Age Category ↬ NC +18
≈ Writer ↬ Alaric
---
کیم تهیونگ، امگاییه که پدرش برای جور کردن پول شرکت در حال ورشکستگی، اونو به یه آدم سادیسمی میفروشه. تهیونگ بعد از اون معاملهی تلخ، توی یه انبار متروکه زندانی میشه و روزای سخت و پر از شکنجه رو پشت سر میذاره.
اما سرنوشت یه نقشهی دیگه براش داشت. جئون جنگکوک، الفای اصیلی که توی یکی از مأموریتهاش سر از همون انبار درمیاره، تهیونگ رو پیدا میکنه. امگایی که شکسته و بیجون، دیگه هیچ امیدی به زندگی نداره.
بعد از تلاش نافرجام تهیونگ برای خودکشی، جنگکوک تازه میفهمه که نبودنش چه خلأ بزرگی توی زندگیش درست کرده. از همون لحظه، تهیونگ تبدیل میشه به چیزی فراتر از یه نفر برای کوک؛ میشه دلیلی برای نفس کشیدن
و حالا، جنگکوک حاضر میشه همهچیزشو وسط بذاره، تا فقط یه چیزو مطمئن کنه؛ تهیونگ زنده بمونه... و هیچوقت دیگه آسیب نبینه.
---
• ژانر:عاشقانه+انگست+هیجانی+امگاورس+اسمات.
• کاپل: کوکوی، یونمین
•وضعیت: درحال آپ