جونگکوک : بهت قول میدم پشیمون میشی از کاری که باهام کردی تهیونگ : نه... نه... تو نمیتونی باهاش ازدواج کنی... خواهش میکنم بهش آسیب نزن... ناراحتش نکن... اون هیچ جای این ماجرا نبوده ونیست .... خواهش میکنم... این بازی و تموم کن جونگکوک تصمیمش رو گرفته بود... اون میخواست از کسی که یه روزی بیشتر از هر آدمی دوستش داشت انتقام بگیره؛ حتی اگه برای این کار مجبور میشد با جیمین ازدواج کنه. اما مشکل اینجاست که جیمین هیچ تقصیری نداره... اون فقط اشتباهی وسط یه بازی خطرناک قرار گرفته. حالا با این ازدواج، قراره خیلی چیزا تغییر کنه... رازهایی که سالها پنهون موندن کمکم رو میشن، احساساتی که همه سعی داشتن نادیدهشون بگیرن دوباره برمیگردن و آدمایی که فکر میکردن همهچیز رو تحت کنترل دارن، میفهمن چقدر اشتباه میکردن. و اگه یه روز جیمین حقیقت رو بفهمه چی؟ اگه بفهمه این ازدواج از همون اول فقط برای انتقام بوده... اون موقع چی میشه؟ ♡ ژانر : درام | عاشقانه | انتقام | انگست | هپی اند کاپل : کوکمین ، تهجین داستان دارای صحنههای احساسی و موضوعات سنگین میباشد. آپدیت : بستگی به حمایت و نظرات شما داره 🫶🏻🤍
More details