US.
  • WpView
    Reads 79,623
  • WpVote
    Votes 10,228
  • WpPart
    Parts 60
WpMetadataReadMatureOngoing42h 50m
WpMetadataNoticeLast published Sat, Oct 4, 2025
WpInfo
Fanfic
BTS
جئون جونگکوک ؛ پسر ساکت و خجالتی یه سرایدار معمولی که برای آینده ش آرزو های بلندپروازانه ی زیادی داره... اون همیشه دقیقا میدونه که از زندگی چی میخواد و داره چیکار میکنه و بنظر میرسه هیچ چیز نمیتونه حساب کتابش رو بهم بزنه! جونگکوک یه پسر خوبه! کیم تهیونگ ؛ همون بچه پولدار پر سر و صدا و همیشه خندونی که از دور مثل یه تیکه الماس میدرخشه... اما خب... همیشه همه چیز اونجور که بنظر میاد نیست درسته؟ یه سیب سرخ درخشان ممکنه یه سیب سرخ سمی باشه! چی میشه اگه هیچ چیز اونطور که توی رویاهات می بینی جلو نره؟ چی میشه اگه ناگهان از خواب بپری و ببینی تنها چیزی که جلوی روته ، زمین بازی کثیفیه که حتی فکرشم نمیکردی؟ برای یک لحظه به خودت میای و می بینی این تویی که داری توی باتلاقی که خودت درست کردی فرو میری ، بدون اینکه حتی ذره ای شبیه کسی باشی که قبلا بودی! #1 بنگتن #1 درام #1 کوکوی #1 رومنس #1 انگست Genres : Romance , Drama , Smut , Slice of life , Angst , mystery , others?? Couples : Kookv , Yoonmin , others?? :) Season 1 completed Season 2 on going...
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • ✴️wake up and save me✴️[کامل شده]
  • blood and balance - خون و توازن
  • Limerence | Vkook
  • Mirage [ Completed ]
  • Rival(VKOOK)🔞
  • fake love ❗عشق دروغین
  • All the horses are alone
  • تو منو دیوونه می‌کنی!

✴️Wake up and save me✴️ "بیدارشو و نجاتم بده" نویسند : boom✨ ژانر : رومنس، درام، اسمات، انگست، رازآلود، جنائی... کاپل ها : چانبک(اصلی)، کایبک، کایسو، هونهان و کریسبک،... 🔥 خلاصه 🔥 تلاقی دو زندگی متفاوت... از دست دادن عزیزان... تنهایی... جدایی از عشق اول و عاشق یه مرده شدن ؟! بیون بکهیون پسر هفده ساله ی یه خانواده ی معمولی با زور پیرمردی که برای نوه ی از دست رفته اش آرزوهایی داره دزدیده میشه و برای همیشه مسیر زندگیش تغییر میکنه... روز ها و شب ها با اون جسم بی حرکت سر کردن بهش حس مرگ میداد ، اما هیچ وقت تصور نمی‌کرد که با باز شدن اون چشم ها و صدا زده شدن اسمش با اون تُن صدا چنان بلایی سرش بیاد که دنیای تاریکش زیر و رو بشه... "+تو جدی زنده ای ؟! _فکر کنم...تو چی فکر می‌کنی ؟! +نمی‌دونم...فقط میدونم هیچ وقت نبودی ، بودنت عجیبه !! _ولی تو از یه جایی به بعد بودی...من داشتمت...چه با میل خودت چه با زور...تو برای من بودی و همیشه هم میمونی " 💌 #chanbaek #exo

More details
WpActionLinkContent Guidelines