We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Someone Will Come |Yoonmin|~|complete|

Someone Will Come |Yoonmin|~|complete|

  • WpView
    Reads 26,098
  • WpVote
    Votes 6,234
  • WpPart
    Parts 27
WpMetadataReadMatureComplete Fri, Sep 26, 2025
WpInfo
Fanfic
BTS
با خودش عهد بسته بود دستش رو بگیره. دست های نامرئی که با صدای بی صدایی ازش کمک می خواستن. دکتر مین یونگی، روانشناسی که عهد بسته بود امثال خودش رو درمان کنه، بالاخره دستی رو میگیره که بی شباهت به دستهای یخ زده ی خودش نبود. . . . کاپل اصلی~» یونمین کاپل فرعی ~» نامجین
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • BARBIE
  • MY REASON
  • •| The world before me & U |• :  °| جهان قبل از من و تو |°
  • Mascarade Kookv (Completed)
  • ຯChernobyl | Vkookᵃᵘ
  • Stalker's Enigma
  • ADDICTED║VKKV
  • Chocolate Time
  • Night Shift
  • 𝗦𝘁𝘂𝗯𝗯𝗼𝗿𝗻 𝗗𝗮𝗱𝗱𝘆𝘀ᵃᵘ - ᵏᵒᵒᵏᵛ
  • 𝗣𝗼𝗶𝘀𝗼𝗻 𝗞𝗶𝘀𝘀║𝗞𝗼𝗼𝗸𝗩 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ
  • 𝗗𝗢𝗥 ᴷᵛ ᵛʳ
  • Sorrow-born
  • The Lost Boy (VKOOK)
  • 𝗟𝘂𝗻𝗮'𝘀 𝗠𝗶𝘀𝘁𝗮𝗸𝗲❤️‍🩹ᯤ
  • Everything I wanted
  • 𝕋𝕙𝕖 𝕨𝕙𝕚𝕡
  • Stop being offline ᵏᵒᵒᵏᵛ
  • 𝗗𝗿𝘂𝗴𝘀|𝗖𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱|
  • Death In The Deep(KookV)
BARBIE

┋⑉ 𝖭𝖺𝗆𝖾: BARBIE ┋⑉ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Romance, Fantasy, Mpreg, Smut, Angst ┋⑉ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: KookV - VKook (2Ver) ┋⑉ 𝖲𝗂𝖽𝖾 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Meanie - HopeMin ┋⑉ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: Reyhope ┋⑉ 𝖴𝗉 𝖳𝗂𝗆𝖾: Unknown :( ┋⑉ 𝖳𝗒𝗉𝖾: ChatStory -- خلاصـه‌ی داستـان: - جونگ‌کوک یکی از طراحان عروسک باربی در کمپانی مَتِل، بعد از اینکه متوجه بارداربودن تهیونگ، همسرش، شد؛ تصمیم گرفت که از کارش استعفاء بده تا بتونه وقت بیشتری رو براش مهیا و ازش مراقب‌های لازم رو بکنه؛ اما با مخالفت تهیونگ روبه‌رو شد و... -- بخشـی از داستـان: - از چشم‌هات بپرس، عزیزکم. ازشون سؤال کن که چه چیزی در منی که هیچ سررشته‌ای از زیبایی ندارم؛ نظرشون رو جلب کرده، از قرنیه‌های شفافت بپرس که کدوم بازتاب از قلب سیاهم رو دوست داشتن که باعث شدن تو تا این‌حد به من دل‌بسته بشی و طاقت دوری ازم رو نداشته باشی. - تو همیشه دیر می‌کنی... اون شب می‌خواستم خبر مهمی رو بهت بگم؛ اما نیومدی و حالا که اومدی گوشه‌به‌گوشه‌ی اون اتفاق رنگ خاکستر به خودش گرفته! - لطفاً می‌شه الان بهم بگی، گیلاس کوچولو؟ - راستش ما، درواقع یک «ما» که دیگه شامل دو نفر؛ یعنی من و تو، نیست... دیگه دو نفر نیستیم؛ منظورم اینه که...

More details
WpActionLinkContent Guidelines