Select All
  • Where We Are?!
    10.7K 1.1K 23

    سقوط یه هواپیما ممکنه خیلیا رو از بین ببره و میتونه زندگیه خیلیارو هم عوض کنه..........! سرنوشت تو یه جنگله ناشناخته یه جوره دیگه رقم میخوره!!!

  • After 2 (Persian Translation)
    1.4M 44.8K 101

    این ادامه ی افتر 1 هست. رابطه ی هری و تسا طوری تغییر میکنه که تسا انتظارشو نداشت ولی هری تو همه ی مدت اینو میدونست.

    Completed  
  • The Sting (Zayn Malik)
    143K 14.8K 68

    نويسنده : @vaniaaax

  • Laced (Persian Translation)
    864K 40.5K 106

    از 100 سال در آینده، فساد انتقام خودشو گرفت و دولت، بیشتر قوانین رو زیر فشار گذاشت و یا نابودشون کرد. چیزی که قبلا آزاد بود ولی الان دولت با چند برده دار حکم فرمایی میشه. برده داری مثله زین مالیک! بقیه جمعیت رو برده ها تشکیل میدادن و بین این دو چیزی نبود؛ یا تو سالمی یا به وسیله ی یه برده دار تو بند و زنجیری، اگه تو...

  • After (Persian Translation)
    1.5M 50.7K 102

    By Anna Todd ترجمه ی این داستان کاملا به وسیله ی خودمون هست و کپی کردن ممنوع است

    Completed  
  • labour(zayn malik)
    9.3K 1.6K 30

    عشقم من چیکار کردم که تنهام گذاشتی؟؟ گناهم چی بود؟؟ هیچ کدوم از این اتفاقات تقصیر تو نیست، تو بی گناهی،

  • sex academy (persian translation)
    24.1K 1.8K 6

    اکادمی وُرتینگتون؛یکی از با اعتبار ترین اکادمی در کل انگلستان. خب این همچنین ب اکادمی سکس هم معروفه چون وقتی یه بار وارد شدین باید سکس داشته باشین ...با یه دانش اموز بزرگتر ، دانش اموز کوچیک تر یا حتی یه معلم. یه بار کساندرا رز ءِ زیبا و پاک وارد راهرو میشه دخترا پسرا و حتی معلما ازش ازش خوششون میاد ... خب،از پاکیش...

  • Death(Persian Translation)
    3.9K 592 9

    شروع چیزی که اون دختر رو ذره ذره درید.

  • You're Mine (Persian Translation)
    217K 13.6K 44

    لویی وارد کافی شاپ شد . بدون اینکه خبرداشته باشه رد شدن از اون در ، زندگیش رو برای همیشه تغییر میده . هری دومینانت و مغرور لویی رو تماشا می کرد وقتی وارد اونجا شد . اون بلافاصله لویی رو میخواست . ولی نه فقط به عنوان یه دوست پسر . نه . اون لویی رو به عنوان مطیع و برده خودش میخواست . برای مجازات کردن ، ارضا شدن و ع...

    Mature
  • Babysitter (Persian Translation)
    124K 11K 54

    ترجمه ی این داستان کاملا به وسیله ی خودمون هست و کپی کردن ممنوع است

    Completed  
  • Frat Boy (Persian Translation)
    141K 15K 47

    "قبل از اينكه تو بياي، به تنها چيزي كه اهميت ميدادم مهموني رفتن بود..." By : @cigstyles

  • HGEMONIC(part2)
    4.4K 611 20

    این داستان ، ادامه داستان " HEGEMONIC " یا همون " سلطه طلب " است که 22 پارت اول داستان توی پیج اولم به اسم rozhan_jh@ هست. _ یه بوسه ... یه قسم ... منو تو همیشه با همیم ... نفسه من به تو وابستست و تو اینو میدونی...! ما توی یه راه ابریشمی هستیم ... یک قدم ... یک اشتباه ... و یک جدایی ... باعث میشه زندگیمون فرو بریزه...

    Mature
  • Hegemonic
    15.3K 1.8K 24

    گناه هایی برای زنان درکتاب مقدس: 1.سوار کاری برای زنان عیب است. 2.کار کردن زنان بیرون از خانه عیب است. 3.طلاق گرفتن زن عیب است. و.. تنها کاری که دراین جامعه از زنان میخواهند.نگه داشتن نجابت خود تا وقتی که با کسی ازدواج کنن است.و گوش کردن دستورات شوهر شان است و بدنیا اوردن فرزند. و البته که مردان هم همین توقع از همسرشا...

    Mature
  • Psychotic (Persian translation)
    311K 26.5K 53

    "دوستش داشتم, نه بخاطر اینکه اون با فرشته هام میرقصید,بخاطر اینکه آوردن اسمش شیطان های درونمو خاموش میکرد" کریستوفر پویندکستر by @weyhey_harry

    Completed  
  • Benefit//zayn malik
    2.4K 325 6

    فكر كردم از اين جهنمى كه توشم خلاص شدم اما حالا دوباره توى يه جهنم ديگه دارم ميسوزم...

  • once in a life time(zayn malik)
    5.3K 572 12

    اگه قلب يه دختر بشكنه هيچوقت مثله قبل نميشه.هيچوقت نميتونه مثله قبل اعتماد كنه... اما شايد بتونه مثل قبل عاشق بشه ... ****************************************** اين داستان در مورد دختريه كه قبلاً قلبشو شكوندن و همه ي احساساتش رو كشتن.الان ديگه قلبش مثله سنگه آيا عشق ميتونه دل اين دختر سنگدل رو نرم كنه؟؟؟

  • 1D Funny Diary
    196K 17.9K 40

    یک داستان طنز و متفاوت!با پسرا در زندگیه روزمرشون همراه شوید! *توجه:برای اسایش زین گرل های عزیز،در این داستان از شخصیت خیالیه بلا استفاده شده و بغیر از او تمامی شخصیت ها واقعی میباشد

  • Hero (Persian Translation)
    35.5K 2.5K 30

    liam payne

  • Hidden( translated to persian )
    324K 31.8K 98

    He was like a moon part of him was always hidden. اون شبیه ماه بود قسمتی از اون همیشه مخفی بود.

    Completed  
  • Story of my life
    109K 9.3K 66

    داستان زندگي من.. همه چي داشت خسته كننده ميشد.. همه چي داشت از اول تكرار ميشد..

    Completed  
  • Before (Persian Translation)
    138K 8.3K 21

    اون هیچوقت نمیدونست زندگی میتونه اینجوری باشه, ولی اگه واقعا میدونست, اهمیت نمیداد. اون به هیچی اهمیت نمیداد, حتی به خودش تا اینکه اون اومد. قبل از اون, اون خالی بود..قبل از اون دختر اون هیچی از لذت بردن و ...یا کامل بودن نمیدونست و این زندگیه اونه بعد از اینکه با اون دختر اشنا شد "Before" by Anna Todd user : @imagina...

  • Baby Doll (Persian Translation)
    459K 47.1K 62

    تو یه جامعه ی فاسد, دخترای جوون به عنوان یه وسیله واسه رضایت به مرد ها فروخته میشن و تا وقتی که اون مرد ها بخوان میتونن نگهشون دارن. ولی همه چیز عوض میشه وقتی یه دختر بدبخت مجبور میشه با پسر لوس شده ی یه مرد تاجر و پولدار باشه و وارد دنیای کثیف بیبی دال ( عروسکای کوچولو ) بشه.

    Completed  
  • Redemption (Persian Translation)
    70K 5.7K 33

    یه بار یه دختر به من گفت وقتی دارم یه آدم شکسترو درست میکنم مواظب باشم تا با تیکه های تیز اون خودمو زخمی نکنم:) مترجم @Magical-Girl

  • Suddenly (Persian translation)
    190K 16.4K 47

    هر چقدر هم فرار کنی بالاخره دیده میشی

    Completed  
  • Hearts Without Chains
    7.7M 144K 53

    Josephine Marie Laken is a girl who just wants to be the perfect daughter to her parents. She craves to bring home perfect grades, even though it stresses her out to no ends. When she agrees to tutor a student in History as a favor to Mr. Harbors, that will also help raise her grade, she didn't know just what she was...

  • Steps to his heart(Narry)(persian)
    31.8K 4K 27

    ما الان دوساله که با همیم ولی هنوز حتی همدیگرم نبوسیدیم .......

    Mature
  • After 3 (Persian translation)
    1.1M 51.7K 98

    رابطه ی پیچیده ی هری و تسا هنوز داره امتحان میشه ولی عشق همیشه پیروز میشه...درسته؟؟

    Completed  
  • He's No Good (Persian Translation)
    264K 23.9K 67

    زویی 17 ساله تازه اومده بود بردفورد وقتی با زین مالیک آشنا شد- یه پسری تو محله شون که شبیه مدل های کالوین کلین و یه پسر گستاخ و بد ولی فریبنده بود. واسه یه دلایلی زویی توجه زین رو جلب کرد و وقتی اون شروع کرد به نشون دادن فریبندگیش و اون نیشخنداش دوستای زویی بهش گفتن که باید از اون دوری کنه, اونا بهش گفتن که اون آوازه...