Hey Angel

9.6K 300 54
                                    

#Heyangel
Larry/
Harry top/
Louis bottem/

هری: احساس می کنم یکم گشاده... یعنی جا داره تنگ تر بشه... آره... آوچ!... آروم تر سوزنو کردی تو پهلوم.... وات د فاک تو داری چی کار می کنی؟؟!

با تشر رو به اون پسر چشم عسلی عوضی، با نیشخند مزخرف تر از خودش که داشت تقریبا دستمالیش می کرد گفت.

پیتر می خواست چیزی به اون پسره بگه که با حرف هری ترجیح داد این موقعیتو به خودش واگذار کنه!

هری: ببین من  آدمای مثل تو زیاد دیدم اما همونطور که می دونی ارزش من بیشتر از توعه پس اگه کارتو می خوای بهتره درست رفتار کنی.

همونطور که انتظار می رفت اون پسره پررو بالاخره نیشخندشو جمع کرد و سرشو تند تند تکون داد و با ی اخم مشغول انجام کارش شد.

لویی: چی شد مشکلات بر طرف شد؟

لویی همونطور که سرش تو یسری برگه بود عینکشو با دست درست کرد و با اخم جذابی به اون لشکر آدم که دور هری رو گرفته بودن نگاه کرد و این هری بود که محو دقت و تمرکزش شده بود که چطور می تونه درعین کلافکی جذاب باشه.

پیتر: آهه لویی...خسته نباشی پسر... بیا خودت یه نگاه بنداز... فکر می کنم الان بهتر شده باشه...

لویی یه نگاه به  الهه رو بروش انداخت. هری توی اون لباس سفید که حالا بیشتر جذب تنش شده بود و پاهاش شیو شده خوش فرمش که با عشوه بهشون ژست داده بود؛ با چشمای سبز درشتش که از زیر مژه هاش به لویی زل زده بود و گاد... اون بال پشتش که ازجنس پر بودن فوق العاده و خیره کننده شده بود. فقط باعث شد لویی ناخداگاه زیر لب فحش بده.

پیتر: اهمممم.... لویی گفتم بگو خوب شده یا نه، نه اینکه  وسط سالن سکس آیز کنین!

لویی: جیزز پیتر! اینجا محل کاره لطفا ملاحظه کن!

پیتر: چی!!!

لویی دستپاچه میشه و مثلا می خواد سوتیشو جمع کنه ولی پیتر مگه با اون پوزخندش می ذاره!!!؟ هری هم فقط ریز ریز می خنده.

پیتر: هیچی نگو... هیچی نگو! می تونم سالن رو فقط برا چند دقیقه خالی کنم! کفاف اون کارارو نمیده ولی خب چی کار کنم دیگه یه دوست صمیمی بیشتر ندارم که وسط سالنی که قراره ویکتوریا سیکرت هفته دیگه اجراداشته باشه در حالی که هنوز لباس مدلا مشکل داره با گرسنگی به همسرش نگاه کنه!

لویی حتی نمی دونه الان تشکر کنه، عصبی باشه یا به موقعیتشون بخنده! قبل از اینکه بخواد دهنشو باز کنه و واکنشی نشون بده پیتر رو به گروه داد می زنه.

پیتر: اوکی گایز... پنج دقیقه استراحت!
اروم میره در گوش هری زمزمه می کنه: زیاد طولش ندید فقط در حدی که مشکلتون بر طرف شه!

لویی به خاطر نزدیکیشون و اینکه نمی فهمه چی میگن حرص می خوره اما تظاهر می کنه که داره به اطراف نگاه می کنه!

Gay SmutWhere stories live. Discover now