venus

204 42 34
                                    

لیام چشم هاش رو با حس نور زیادی روی صورتش باز کرد.

یکم اطراف رو نگاه کرد و یادش اومد که دیشب پیش زین خوابش برده بود

ولی حالا زین کجا بود؟

اروم از روی مبل بلند شد و به خاطر درد گردنش اخم کرد.دستش رو روی گردنش گذاشت و همون جوری که گردنش رو ماساژ میداد سمت اشپزخونه تنها جایی که ممکنه زین به خاطرش بلند شده باشه رفت.

زین مشغول سرخ کردن بیکن ها توی ماهیتابه بود که با صدای صبح به خیر لیام سمتش برگشت.

زین: اوپس،خشم روز بیدار شد بالاخره؟

لیام لبخند خوابالویی زد و روی اوپن نشست.

زین بین پاهای لیام جا گرفت و خواست اون رو اذیت کنه.

دستش رو دراز کرد و برد پشت سر لیام،جوری که لب هاشون فاصله ی خیلی کمی از هم داشتن،از پشت نمکدون رو برداشت و با چشمک زدن به قیافه ی مبهوت لیام عقب رفت.

زین: دارم صبحونه درست میکنم،برو دست و صورتتو بشور الان اماده میشه

لیام همچنان خوابالو بود،اروم از جاش بلند شد و سمت دستشویی رفت.

جلوی ایینه ایستاد و به خودش نگاه کرد.
شیر اب باز بود و اب همین جوری میرفت.

فلش بک به دو هفته ی پیش*

_:اول از همه این بهترین نقشه ایه که میگیره،بهم گوش کن تو باید یه کاری کنی بهت اعتماد کنه،یه کاری کن که کنارت یه نفر دیگه باشه،اون ادم ادمیه که اگر عاشق بشه برای معشوقش یه جور دیگه ای مایه میزاره،تو از پسش برمیای مرد.

پایان فلش بک*

اب رو روی صورتش ریخت و توی ایینه به خودش نگاه کرد.داشت چیکار میکرد؟

کلافه سرش رو کامل زیر اب گرفت و از سرمای اون کمی لرزید.

با همون سر خیس از اب از دستشویی بیرون اومد و طرف زین رفت.

زین: چرا موهات خیسه؟سرما میخوری توله خرس

زین سمت اتاقش رفت و اروم حوله ی سر کوچیکی رو بیرون اورد.

با لبخند اون رو روی سر لیام انداخت و عقب رفت.

لیام حوله رو از روی سرش برداشت و موهاش و با نگاه به زین نیشخندی زد.

توی ذهنش مرور کرد: زخم زین سمت چم بدنشه،به اونجا نخور دردش میاد سگ میشه

و ثانیه ی بعد با تمام سرعتش سمت زین دوید.
زین با نگاه کردن به لیامی که مثله بوقلمون داشت طرفش میدوید  خندش گرفت ولی تا اومد بخنده نقشه ی شوم اون توله رو فهمید.

لیام سر خیسشو به سینه ی زین میکوبید و سعی میکرد اون رو هم خیس کنه

زین با کمی فکر فهمید که نتیجه ی این کار بر علیه اون پسره پس همون جا ثابت ایستاد.

𝐦𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 𝐢𝐧𝐟𝐨𝐫𝐦𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧Where stories live. Discover now