-part 12-

627 130 497
                                    

"برای تصور بهتر اول عکس های پایین رو چک کنید.
.
.
.

-11:45am-venice-

حرکت نرم انگشتایی رو لای موهاش،صدای آب و صدای همهمه ی مردم توی قایق و‌...و...صدای مرغای دریایی...

تونست بوی آب و رطوبت هوارو رو از بین ادکلن خنکی که میدونست برای لیامه تشخیص بده.

مژه های تیره رنگش کمی لرزیدن و پلکاش باز شد، تصاویر واضح تر و واضح تر میشدن.

هوای مرطوب و سنگین اطرافش رو عمیق توی ریه هاش داد و از شونه ی لیام که بهش تکیه زده بود بلند شد.

اطراف و گیج و با اخم نگاه میکرد و سعی میکرد تحلیل کنه اطرافش چه خبره...

توی یه کشتی بود و سمت چپش لیام کنارش نشسته بود و رو به روش بقیه ی مردم روی صندلیاشون نشسته بودن که افراد زیادی نبودن...

سمت راستش پنجره ی نسبتا کوچیکی بود که دیدش تمامن آب بود و خیلی دور تر میشد یسری ساختمون و دید.

-هنوز نرسیدیم؟!

چیزی که توی ذهنش بود و با صدای گرفتش پرسید و لیام لبخندی بهش زد و انگار اون زیادی انرژی داشت.

+الان ونیزیم بیبی ، داریم میریم هتلمون...یادت نیست وقتی سوار کشتی شدیم؟!

زین دوباره اطراف و نگاه کرد و حالا تصویرای محوی رو یادش میومد وقتی که لیام توی خواب و بیداری اونو سوار کشتی کرده بود و دوباره اینجا خوابش برده بود.

اخمی کرد و دوباره توی بغل لیام لم داد و خودشو جمع کرد،کمی حالت تهوع داشت و دلش نمیخواست چشمش به آب بیوفته.

لیام خم شد و سرشو نزدیک زین برد و با انگشت اشارش به رو به روشون،پنجره ی بزرگی که جلوی کشتی سربسته بود،اشاره کرد.

+اونجارو میبینی؟!ساختمون بزرگه!داریم میریم اونجا.

زین با بیخیالی به ساختمون مجلل و بزرگی که داشتن بهش نزدیک میشدن نگاه کرد و بعد چشمهاشو بست.

کشتی زیاد تکون نمیخورد ولی زین هر لحظه بیشتر احساس سنگینی توی معده و ریه هاش میکرد.

اسمون پر از ابرای تیره بود ولی بارونی نمیومد...

سعی کرد یکم بیشتر بخوابه تا حالش بدتر از این نشه

چشمهاش و روی هم گذاشت و بازوی لیام رو که دورش حلقه شد و انگشتاش که به جای قبلیشون برگشتن اروم نوازش شقیقه اش رو ادامه دادن و حس کرد.

چشم هاش کم کم گرم تر و گرم تر شدن و صداهای اطرافش کمتر و کمتر و چند دقیقه نگذشته بود که با فکر کردن به تخت گرم و نرم خودش دوباره به خواب رفت.

نمیدونست چند دقیقه گذشته بود وقتی که صدای لیام رو خیلی نزدیک به خودش شنید.

+بیبی بیدارشو...باید پیاده شیم...

| 𝑪𝑾𝑻𝑪𝑯 | -[completed]Where stories live. Discover now