-part 10-

694 145 931
                                    

-tomorrow night-02:12-club
-playing Music-kisses back by matthew-

سیگار و از روی لباش برداشت و پایین کاناپه ی چرمی که بدن سستش و روش انداخته بود پرتاب کرد.

نگاهشو از سقف کلاب که نور های رنگی روش میرقصیدن گرفت،از جاش بلند شد و سعی کرد مسیرش و به سمت مردی که توی کلاب بود و رول ماریجوانا پخش میکرد پیدا کنه
فقط به یکی دیگه نیاز داشت!

فضای سالن بزرگ زیادی شلوغ بود،صدای موزیک بلند توی سرش میپیچید و بوی هر کثافتی که حتی به ذهنشم نمیرسید تا توی ریه هاش و پر میکرد و نفس کشیدن و کمی سخت میکرد...

اینجا کلاب همیشگیش نبود و امشب با لویی و هری اومده بود و البته معلوم نبود کدوم گوری غیبشون زده.

جای گرون قیمت و شیکی بود ولی زین از اونجا خوشش نمیومد.

فضای عجیبی داشت و احساس نا امنی بدی به زین میداد ولی خب به خونه ترجیحش میداد،لیام گفته بود تا روز پرواز که دو روز دیگه بود نمیتونه بیاد به دیدنش و این خوب نبود!

نمیدونست چطور خودشو به میز بزرگ و شیشه ای که اون مرد همراه سه تا دختر نیمه لختی که بهش لم داده بودن و هر دو بادیگاردش پشتش نشسته بود رسید...

کنار میز ایستاد،بدنش شل بود و حالت تهوع داشت.

نگاه خمارشو به اون مرد داد،مشغول خندیدن و ور رفتن با هرزه هاش بود و با دیدن زین نگاهشو ازونا گرفت و منتطر به اون نگاه کرد،موهای کمی داشت،صورت گرد و شیو شده و چشمهای کثیف...

-ی...یه رول دیگه بهم...بده...

مرد خنده ای کرد و با تمسخر به زین نگاه کرد

یه رول از توی طرفی که کنار دیتش روی میز قرار گرفته بود برداشت و لای انگشتاش گرفت و با نیشخند ازار دهنده ی روی لبش اونو جلوی زین گرفت.

دست زین که به اون رول خیره شده بود بالا اومد و خواست اونو از لای انگشتش بیرون بکشه که دست مرد عقب رفت...

'اول پولش بچه...

عالی شد...اون مرد دیده بود که لویی پول واین و رولای دیگش و حساب کرده بود خودش هم پولی همراهش نبود،فکر میکرد فقط یه بچه ی بدبخته که همراه دوست پسرش اومده و هیج پولی همراهش نیست...

زین نفسشو بیرون داد و پلکاشو روی هم فشرد.

-من...من پولی همراهم نیست...

حالت چهره ی مرد توی ثانیه ای تغییر کرد و‌ هردو دستش و روی میز گذاشت و از جاش بلند شد و همونطور که توی چشمهای خسته ی اون پسر نگاه میکرد صورتش و به زین نزدیک کرد!

'پس چطوره گورتو گم کنی کوچولوی نجس؟!هان؟!

زین به سر و وضع خودش نگاه کرد

| 𝑪𝑾𝑻𝑪𝑯 | -[completed]Where stories live. Discover now