-part 7-

719 144 390
                                    

-flash back-2 years and a few months ago-
-08:23am-Hastings-grandm‌other's house-

دنیا-زین داری خفش میکنی...اونطوری نگیرش!

دنیا با عصبانیت گفت و سعی کرد خرگوش قهوه ای و که زین محکم گرفته بودش و جلوی صورت خودش نگه داشته بود و ازش بگیره

-به تو مربوط نیست از من و دوستای عزیزم دور شوووو

زین جیغ زد و خرگوش و برداشت و از دنیا دور شد و بعد یه ثانیه و قبل ازینکه دنیا خرگوش سفیدشو که اونطرف تر بود برداره اون رو هم برداشت و پیش خودش گوشه ی اتاق نشوند و احساس امنیت کرد.

ل-زین!!!هانی شیرینیات آماده شدن عزیزم!

صدای لارا،مادر بزرگش که قرار بود براش از اون کوکی های توت فرنگی و شکلات درست کنه رو شنید،از جاش بلند شد و از روی میز دوتا ظرفی که توش هویج خرد شده و آب بود و برداشت و جلوی خرگوشا گذاشت و با دو از اتاق بیرون رفت تا قبل ازین که کسی به شیرینیاش دسبرد بزنه همرو برای خودش برداره.

وقتی رسید به اشپرخونه دید که لارا پشت میز چوبی اشپز خونه که به طرز قشنگی نور افتاب از لای پنجره های رنگی و گل گیاهی که کنار پنجره بود،روش افتاده بود نشسته و نصف شیرینیارو توی یه ظرف در بسته گذاشته و بقیه رو داره توی یه بشقاب دیگه میچینه

زین با نیش باز ظرف در بسته ی صورتی ای که گل های سفید روش داشت و برداشت.

-این برای منه آره؟!!

لارا بهش لبخندی زد و بشقاب شیرینیارو جلوش گرفت

ل-نه سوییت هارت این برای توعه

گفت و به بشقاب شیرینیا اشاره کرد

زین اخم کرد و به ظرف در بسته و بشقاب نگاه کرد،احساس میکرد شیرینیای توی در ظرف در بسته بیشتر از بشقابن.

-و این برای کیه؟!

با اخم با طرف در بسته ی توی دستش اشاره کرد
لارا ابرو بالا انداخت

ل-وقتی رفتی به صاحبشون تحویلشون بدی متوجه میشی

زین که فهمید در قبال شیرینی باید کاری انجام بده لب و لوچش اویزون شد و بشقاب شیرینیارو روی میز گذاشت

-تا برگردم کسی حق نداره به کوکیای من دست بزنه

گفت و با چشمای ریز شده به اعضای خانواده و پدر بزرگش که هر کدوم مشغول کاری بودن و هیچکس بهش توجه نمیکرد نگاه کرد.

ل-خیلی خب...برو توی پیاده رو و ازونجا دو قدم به سمت چپ بردار،خونه ی اقای پین.

گفت و زینو به سمت در هدایت کرد،زین کفشای کانورس آبی رنگشو پاش کرد،به شلوارک ماشی رنگ و تیشرت نخی سفیدش نگاه کرد و بنظرش زیاد بد نیومد و خواست از در بیرون بره که صدای لارارو از اشپرخونه شنید

| 𝑪𝑾𝑻𝑪𝑯 | -[completed]Where stories live. Discover now